| |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
مجلس
یزید(نوحه)
کنار طشت طلاست فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید! بر لب و دندان من
من پسر فاطمه، سفینه ی رحمتم
اشک رسول خدا ریخته بر صورتم
گریه کند چوب تو بر من و بر غربتم
طشت شده طشت خون، ز اشک چشمان من
کنار طشت طلاست، فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید، بر لب و دندان من
مادر من فاطمه است شرم کن از مادرم
به دست و چوبت بُوَد نظاره ی خواهرم
بزن ولیکن نزن برابر دخترم
حذر کن ای سنگدل! ز آه طفلان من
کنار طشت طلاست، فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید، بر لب و دندان من
زکربلا تا به شام دیده ام آزارها
بر سر نی بوده ام راهی بازارها
رسیده بر فرق من سنگ جفا بارها
بوده کلام خدا بر لب عطشان من
کنار طشت طلاست، فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید، بر لب و دندان من
ظالم بیدادگر! شراب خوار حقیر!
مزن زکفر و نفاق به قلب اسلام تیر
دختر تو در حفاظ، دختر زهرا اسیر
حکم کند بین ما داور سبحان من
کنار طشت طلاست، فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید، بر لب و دندان من
به اشک زهرا قسم، به خون حیدر قسم
به فرق اکبر قسم، به حلق اصغر قسم
به خون انصار من، به ذات داور قسم
خلل نیفتد دمی به عهد و پیمان من
کنار طشت طلاست، فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید، بر لب و دندان من
اگر چه لب تشنه شد سرم جدا از بدن
اگر چه شد پیکرم پاره تر از پیرهن
اگر سراپا شدم باغ گل از زخم تن
بود عیان تا ابد فتحِ نمایان من
کنار طشت طلاست، فاطمه مهمان من
چوب مزن ای یزید، بر لب و دندان من
|
|
|
|
|