|
ورود به
شام(نوحه)
قرآن به نوک نیزه هاست اینجا
کعب نی و سنگ جفاست اینجا
زخم زبان و ناسزاست اینجا
هنگامه ی کرب و بلاست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
روی کبود یاس را ندیدید
قرآن خیر الناس را ندیدید
بر نی سر عباس را ندیدید
تکرار دشت نی نواست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
ای شامیان! چشمان خود ببندید
بر گریه ی آل علی نخندید
این ننگ را چگونه می پسندید
عید شما عزای ماست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
ای نیزه داران این سر حسین است
یا سایه بان خواهر حسین است
در پای نیزه مادر حسین است
با گریه مشغول دعاست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
دشمن به زخم قلب ما نمک زد
مارا به جرم خطبه ی فدک زد
در کوچه و بازار ها کتک زد
مارا چه جرم و چه خطاست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
نا محرمان را سوی ما نگاه است
اندام ما از کعب نی سیاه است
هر نفس ما یک شرار آه است
واویلتا واویلتاست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
دارم هزاران سوز و آه و ناله
سیلی کجا و دختر سه ساله
او از فدک دارد مگر قباله
یا جنگ با اهل کساست اینجا
شام بلاست اینجا، یا کربلاست اینجا
|