موسسه هنر و ادبیات هلال

مدح و مرثیه امام مجتبی علیه السلام

 

کیستی تو هم نبی هم مرتضی هم مجتبایی

چارمین خورشید حسن بی‌مثال کبریایی

شمع جمع انبیا چشم و چراغ اولیایی

هم خداوند جهان استی و هم عبد خدایی

قلب ختم‌الانبیایی جان ختم‌المرسلینی

اولین فرزند دلبند امیرالمؤمنینی

 

کعبۀ دل قبلۀ جانی نمی‌دانم که هستی

جان احمد روح قرآنی نمی‌دانم که هستی

هر که هستی فوق انسانی نمی‌دانم که هستی

هر چه گویم برتر از آنی نمی‌دانم که هستی

آفتاب بامداد آسمان‌ها در زمینی

قرص ماهی بر فراز دوش ختم‌المرسلینی

 

اولین سبطی و حجت بر امام کربلایی

حجت برحق حق و رهبر صلح و قیامی

هم قیامی هم رکوعی هم سجودی هم سلامی

هم صفا هم مروه‌ای هم رکن هم بیت‌الحرامی

در سکوت و صلح، ملک آفرینش را نظامی

تو امامی تو امامی تو امامی تو امامی تو امامی

 

تو پس از شاه ولایت والی ملک خدایی

اولین بنیان‌گذار نهضت کرب و بلایی

با سکوت و با قیامت حافظ دین خدایی

بلکه ثارالله و ثاراللّهیان را مقتدایی

اقتدار مکتب قرآن رهین صلح و جنگت

پای صلح و جنگ تو دشمن شکسته سر به سنگت

 

راستی در عین غربت کم نشد قدر و جلالت

سبزتر می‌شد نهالت، سرخ‌تر می‌شد جمالت

خصم دون شرمنده‌تر می‌گشت از اوج کمالت

الله الله شیر پاک مادرت زهرا حلالت

ای سلام‌الله از ما بر تو و صبر و شکیبت

روح پیروزی دمد تا حشر از قبر غریبت

 

می‌توانی چون علی از عمر و مرحب سر بگیری

با دو انگشت یداللّهی در از خیبر بگیری

در احد در بدر جای احمد و حیدر بگیری

ذوالفقار حیدری از خالق داور بگیری

تو که در جنگ جمل دست امیرالمؤمنینی

پس چرا این قدر مظلومی؟! چرا خانه‌نشینی؟!

 

روزها و ماه‌ها و سال‌ها خون بر دلت شد

غربت و تنهایی و ماتم چراغ محفلت شد

دوستت گردید دشمن حمله‌ور بر منزلت شد

آن‌چنان تنها شدی آخر که یارت قاتلت شد

از شرار زهر لب بستی و در دل ناله کردی

تشت را از خون حلق خویش باغ لاله کردی

 

گرچه از زهر هلاهل همسرت شد خصم جانی

در سنین خردسالی قاتلت گردید ثانی

مادر مظلومه‌ات را کشت در سن جوانی

فاطمه نقش زمین شد چون کتاب آسمانی

بلبلی در پیش چشمش لالۀ پرپر نبیند

کودکی مثل تو سیلی خوردن مادر نبیند

 

ای مزار بی‌چراغت کعبۀ امیدواران

با که گویم یوسف زهرا که پیش چشم یاران

در کنار قبر زهرا پیکرت شد تیرباران

پیکرت از تیر شد نیزار یا باغ بهاران

سینۀ سوزان «میثم» تا قیامت وقف داغت

سیل اشکش را رسان بر قبر بی‌شمع و چراغت

 

یک ماه خون گرفته 10- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : سه شنبه 28 شهریور 1396
آخرین بازدید : شنبه 5 خرداد 1397
تعداد بازدید کننده : 231
دفعات مشاهده : 233
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک