یا محمد صل الله علیه واله و سلم

 

الا تمــــام پیـــام‌آوران بــه زیـــر لــوایت!

درود ای کــه درود آمــده ز سـوی خــدایت!

سـلام ای شـده ملـک وجـود غـرق، عــزایت!

سلام ای همه جان‌های انس و جان به فدایت!     

 سلام ای صلـوات خدا به جان و تن تو

ببین چگونه شده تیره بی‌تو انجمن تو

 

عـروج کـرده بـه معراج وصل دوست، روانت

خمـوش گشتـه صـدای خـدا دگـر به زبانت

تمـام عـالم خلقـت شـدند مــرثیه خـوانت

علی است نوحه‌سرا، فاطمه است اشک‌فشانت    

به چهره گشته روان اشک چشم نور دوعینت

مدینـه سوختــه از ســوز سینـۀ حسنـینت

 

صفا گرفته شد از شهر با صفـای مدینه

رود به عرش خدا «وا محمّدا»ی مدینه

به یاد توست عزاخانه جای‌جای مدینه

برای فــاطمه گریند کوچه‌هـای مدینه                 

نوشته بـر در و دیوار، راز‌هـای نگفته

هزار حادثه در آستـان وحـی نهفته

 

هنوز اشک مصیبت به چشم اهل یقین است

هنوز نــالۀ اهـل زمین به عرش بــرین است

هنوز اشک فشان چشم جبـرئیل امین است

هنـوز پیکر ختم رسـل بـه روی زمیـن است                

هنوز کوه مصیبت بود به شانۀ زهرا

کــه دود آتش بـالا رود ز خانۀ زهرا

 

الا محمّد بنگــر غــریب دیـن خـدا را

ببیـن ز دیـدۀ حیـدر روانـه اشک عزا را

ز دختـرت بشنـو نـاله‌های «یـا ابتا» را

سیه ز دود ستم بین تمام ارض و سما را               

هنوز جسم تو باشد ز آب غسـل بدن، تر

شکسته پهلوی زهرا و بسته بازوی حیدر

 

ببین کـه امتـت  افتــاده در طریق ضلالت

ببیـن بــه بــازوی قـرآن زدند بند جهالت

ببین چگـونه شـده پـایمال، حق و عدالت

ببین که شعله آتش شده است اجر رسالت                  

کجاست صاحب شمشیر و دادخواه ولایت

عمـوی او شــده اول شهیــد راه ولایــت

 

سقیفه مـرکز شـورای دشمنـان خـدا شد

که دین به خنجر تزویر، رو به قبله فدا شد

در آن سقیفه عجـب حق اهل‌بیت ادا شد

خدا گواست که آنجـا سر حسین جدا شد           

در آن سقیفه سنان زد سنان به سینۀ قرآن

از آن سقیفـه پـر از کفـر شـد مدینۀ قرآن

 

در آن سقیفه بسی رشته های عهد گسستند

در آن سقیفه به جای نبی به غصب نشستند

در آن سقیفـه سر و سینــۀ حسین شکستند

دو دست حضرت سجـاد را به سلسله بستند             

در آن سقیفه جنایت‌گران کوفـه رسیدند

ز گوش عمـۀ ســادات گوشواره کشیدند

 

در آن سقیفه به خون شد کشیده پیکـر شیعه

در آن سقیفه ز خنجـر بـریده شـد سـر شیعه

در آن سقیفه عدو ریخت خون به ساغر شیعه

در آن سقیفه دو تـا گشت فـرق حیـدر شیعه                

در آن سقیفـه ســر دار رفــت میثـمِ تمّـار

در آن سقیفه به خون شد کشیده پیکر عمار

 

بگو که خصم تن شیعه را به خون بکشاند

بگـو کـه خون دل شیعه را به خاک فشاند

بگــو کـه جـان ز تـن فـرد فـرد ما بستاند

اراده کــرده خـداوند، شیعـه زنـده بمـاند                         

به وصف شیعه«هم الفائزون»رسیده ز احمد

همیشـه شیعــه بـوَد متصـل بـه آل محمّد

 

یک ماه خون گرفته 8- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 شهریور 1396
آخرین بازدید : یکشنبه 27 آبان 1397
تعداد بازدید کننده : 492
دفعات مشاهده : 513
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

آلبوم صوتی 12؛ عرض ارادت شاعران به حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آلبوم شیرین یاد/ویژه ولادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک