حر ریاحی

مـن کیستم حـر گنه کار حسینم           با جـان نـاقابل خــریدار حسینم
کوهم ولیکن سر به دیوار حسینم     در بین دشمن هم گرفتار حسینم
آزاده‌ام آزادۀ خون خـدایم
لبریز از انوار مصباح الهدایم

من زنـدگی از یوسف زهــرا گـرفتم           معـراج سبـحان الذی اسرا گرفتم
هرچند،چندی بین دشمن جا گرفتم     یک لحظه برکف دامن مولا گرفتم
فــرزند زهـرا کرد از رأفت قبولم
بخشید آن مولا به زهرای بتولم

مـن راه بـر فرزند پیغمبر گرفتم           در خط ثارالله خط دیگـر گـرفتم
هر چند ره بر حجت داور گرفتم     بایک نگاهش زندگی ازسر گرفتم
اینجـا مسیحا جان دیگـر بر تنم داد
دستم گرفت و اذن میدان رفتنم داد
 
مردود بـودم داد مــولایم پنــاهم           تا دیــد اشــک خجلتــم را داد راهم
با گریه گفتم یابن زهرا عذر خواهم     بگشای چشم و زنده کن با یک نگاهم
من شیشه‌ام آیا شود دُرِّ تو باشم
زنجیر ذلت بگسلم حــرِّ تو باشم
 
مولا نگاهم کرد با چشم خدایی            فرمود ای حر سر به زیر اینجا چرایی
تو حُرِّ زهرا، حُرِّ حیدر، حُرِّ مایی     دیگر نه حُـــرِّ کــوفـه حُـرِّ کربلایی
در باغ عترت بوی عطر یاس داری
جـا در کنـار حضرت عباس داری

گفتم که مادر اشک ریزد در عزایت           دیدی چگونه کرد نفرینم دعایت
اینک کنـم در یـاری عتـرت فدایت     زهرا به جای مادرت گرید برایت
حق صاحب قـدر و جلالت کرد ای حر
غمگین مشو زینب حلالت کرد ای حر
 
دیشب ز راه دور یارت بودم ای حر            دیر آمدی چشم انتظارت بودم ای حر
گـرم دعا بر حال زارت بودم ای حر     بینـای چشـم اشکبــارت بودم ای حر
در راه معـراج شهــادت گــرم سیری
تو هم حبیبی، هم بریری، هم زهیری

القصـه اذن رفتـن میــدان گـرفتم            جان وقف ثارالله کردم جـان گرفتم
هستی به کف در یاری جانان گرفتم     بر زخم بی‌درمان جان درمان گرفتم
گفتم که حر در مکتب ایثار تنهاست
دیـدم سرم بر دامن فرزند زهراست

فرمود حریت به نـام توست ای حر            شهدشهادت سهم کام توست ای حر
از فیض ما لبریز جام توست ای حر     این عزت از پاکی مام توست ای حر
جا دارد ای دلداده بر درد و غم ما
گوید قصیده در ثنایت «میثم» ما
 
یک ماه خون گرفته 7- غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : سه شنبه 14 آبان 1392
آخرین بازدید : شنبه 3 مهر 1400
تعداد بازدید کننده : 2280
دفعات مشاهده : 2340
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

خبر داغ

عصر شعر عاشورایی / شعر خوانی محمد سعید میرزایی

رسم اهل ادب/ مداحی واجب، مداحی مستحب، مداحی حرام

حاج اصغرسعیدمنش / این دل تنگم عقده ها دارد...

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

همـانا در نهــان مـردم بـا ایمـان، معـرفت و شنـاختی نسبت بـه امــام حسیـن علیه السلام نهفته است.

(البحار: جلد 43، صفحه 271)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک