سه

 

ای زخم‌های پیکرت آیـات محکمه

وی داغــدار داغ لبـت نهـر علقمه

پـرواز کرده دور سرت حاجت همه

باب الحسین نخل امید دو فاطمه             

پیشانی تو مهر جهان تاب اهل بیت

باب المراد بـاب کـرم باب اهل بیت

 

ای قلب اولیـای خـدا یادواره‌ات

هر مـاه نـو هزار هزاران هزاره‌ات

قرآن سوره سوره تن پـاره ‌پاره‌ات

زخم دوبـاره مرهم زخم دوباره‌ات              

تو کیستی که گفت ولی خدای تو

عبـاس ای امـام تـو بادا فدای تو

 

تـو بی‌سـری و بـر همه سردارها سـری

فـرزنـد بـــرگـزیـدۀ زهــرای اطهــری

تو مصطفی حسین حسن یا که حیدری

آقـا تــو شهـر خـون خـداونـد را دری       

با آن که خود برادر سبط پیمبری

بخشید بـاز بر تـو مـدال برادری

 

بی‌دستـی و دل همگان پـای بست توست

وقف خـدا و خون خدا بود و هست توست

در وصف تو هر آنچه بگویم شکست توست

روز ظهـور پـرچم مهـدی بـه دست توست      

پرچم به دوش یاری دین خدا کنی

پشت سـر امـام زمـان اقتـدا کنی

 

ای بـر لبـــان تشنـۀ تــو آب تشنــه‌تـر

داغ لبــت زده جـگــــر آب را شـــــرر

آب از غم تو اشک شد و مشک خون جگر

بیـرون شـدی ز آب لب‌خشک و چشـم‌تر         

آب از خجـالت لب خشک تو آب شد

مرغ هـوا و مـاهـی دریـا کبـاب شد

 

دریا به عزم و غیر تو گفت آفرین

ایثـار بـر مروت تـو گفـت آفرین

تاریخ بر شجاعت تو گفت آفرین

مردانگی به همّت تو گفت آفرین                   

گردون ندیده مثل تو گردیده تا بسی

با کـام تشنه نـاز بـه دریا کنـد کسی

 

مثل تو هست خویش که وقف خدا کند

همراه دست چشم و سـر و تن فـدا کند

تقدیم دوسـت دسـت ز پیکـر جـدا کند

این گـونــه حـقّ رهبـر خـود را ادا کند            

ای وقف سیدالشهدا خون پاک تو

زهراست زائـر بدن چاک چاک تو

 

ای چار نهر خون جگـر و داغدار تو

آب فـرات گشتـه بـه دور مـزار تو

تـا حشـر اشـک دیدۀ زهرا نثار تو

فـرزندی دو فـاطمه شـد افتخار تو                

دست تـو را چهـار ولی بوسـه داده‌اند

خون خدا حسن دو علی بوسه داده‌اند

 

تـو کیستـی امــام حسیـن مکـرّری

دست حسین فاطمه شمشیر حیدری

قــرآن پــاره پــارۀ زهـرای اطهـری

سقـای تشنه‌کـامی و سـردار بی‌سری          

برخیز کز دو چشم تو ای ماه علقمه

خون پـاک کرد چادر خاکی فاطمه

 

خونت حلال و آب به کامت حرام شد

بــا ضـربـۀ عمـود ز تــو احتـرام شد

در حــالـت قـیـام نمـازت تمـام شد

زخمـت بـه روی زخـم بدن التیام شد                    

جـز زخـم تیـر و نیــزه تـو را بـر بـدن نبود

خوردی زمین به صورت و دستت به تن نبود

 

دریا به پیچ و تاب تو را می‌زند صدا

شش‌ماهـۀ ربـاب تو را می‌زند صدا

قـرآن در آفتـاب تـو را می‌زنـد صدا

تـا روز حشـر آب تـو را می‌زند صدا                  

آب روان طـواف کنـد دور تــربتت

میثم هماره اشک فشاند به غربتت

 

یک ماه خون گرفته 9- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : چهار شنبه 29 شهریور 1396
آخرین بازدید : یکشنبه 29 اردیبهشت 1398
تعداد بازدید کننده : 658
دفعات مشاهده : 698
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مناجات ماه رمضان

سرود میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

مناجات ماه رمضان

قال الصادق علیه السلام

امام حسن علیه السلام در خلقت و سیرت و شرافت شبیه ‏ترین مردم به رسول خدا بود.

(الأرشاد: جلد 2، صفحه 5)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک