موسسه هنر و ادبیات هلال

یکم


ای که به جسم نبی، قلب تویی جان تویی 
ای که به جان علی، جلوۀ جانان تویی 
روضۀ احمد تویی جنّت و ریحان تویی 
سیرتِ ختم رسل، سورۀ انسان تویی 
در دو جهان صاحبِ سفرۀ احسان تویی 
بطن نبوت تویی، باطن قرآن تویی 


کیست ز نور دعا، ساخته مصباح کیست؟ 
در دل ظلمات جان، فالق الاصباح کیست؟ 
جز تو که ریحانه‌ای، روح که و راح کیست؟ 
حضرت موسی چه نام خواند بر الواح، کیست؟ 
در دل «مشکات» کیست، آنسوی «مصباح» کیست؟ 
دوازده چشمۀ دُرِّ درخشان تویی 


تو باطن نمازی، حقیقت حج تویی 
آن که امامت از او آمده منتج تویی 
آنکه به قلب نبی آمده مدرج تویی 
صحیفۀ عرش را نام مدرّج تویی 
چراغ روشن تویی، سراج منهج تویی 
به لوح محفوظ حق، صاحبِ عنوان تویی 


زهرۀ زهرا تویی نور الهی تویی 
مرکزِ منظومۀ لایتناهی تویی 
به بحرِ وحی خدا فرشته ماهی تویی 
به جانبِ کبریا همیشه راهی تویی 
آن که خدا عصمتش داد گواهی تویی 
سالکۀ واصلِ متصل الان تویی 


فخر تبار قریش، الفتِ ایلاف توست 
دست شه اولیاست که بوریاباف توست 
ستاره سجّاد تو، فرشته طواف توست 
رهایی بندگان، رهین الطاف توست 
هر چه بخوانم تو را، کمتر از اوصاف توست 
هر چه بگویم تو را، خوبتر از آن، تویی 


آن که بر او مصطفی گشته ثناگو تویی 
شاخۀ مریم تویی، خوشۀ شب‌بو تویی 
سرّ ضمیر علی، «تو» تویی و «او» تویی 
حقِ هوالحق تویی، هوی هوالهو تویی 
مــادر آزادۀ ضــامن آهــو تــویی 
جلوۀ طوس الرضا، نور خراسان تویی

 
در صدف آسمان نام تو «راحیل» بود 
همدم روح و ملک محرم جبریل بود 
بطن تو یا فاطمه، باطنِ تنزیل بود 
حجّت تورات‌ بود آیت انجیل بود 
جلوه‌گهِ قهر تو «طیراً ابابیل» بود 
قبلۀ توحید تو، کعبۀ ایمان تویی 


جان عزیز علی، جنّت الاعلی تویی 
شاخۀ طوبی ز عرش رفته به بالا تویی 
یار علی هیچکس، نباشد الّا تویی 
چشمۀ غیرت تویی، اصل تولا تویی 
مادر شش‌ماهۀ شهید مولا تویی 
صاحب شش‌گوشۀ شاه شهیدان تویی 


تویی تو امِّ موسی که خُلق کاظم از توست 
نبوة الباقیه که وحی دائم از توست 
قائمة العرشی و قیامِ قائم از توست 
در دو جهان پایۀ کاخ مکارم از توست 
بیت معالی از تو، قصر معالم از توست 
عالمۀ عالمِ عالمِ یزدان تویی 


خصم محمد ز تو، ابتر و منکوب شد 
نزد حبیب خدا که چون تو محبوب شد؟ 
به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد 
به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد 
جنین شش‌ماهه‌ات مسیح مصلوب شد 
غباری از چادرت شفای یعقوب شد 
معجز پیراهنِ یوسف کنعان تویی 


هجر من الخلق تو، سیرالی الله: تو 
به جانب کبریا، راست‌ترین راه: تو 
منطقة البروجِ دوازده ماه: تو 
حجت، خونخواهِ تو، حجتِ خوانخواه: تو 
غنچۀ نشکفته را برده به همراه: تو- 
پیش از مقتلِ شهید عطشان، تویی 


پایۀ مسجد بلند، به لرزۀ شیونت 
منکر حق کور شد، به خطبۀ روشنت 
دست زده مصطفی، به گوشۀ دامنت 
دوستِ او دوستت، دشمن او دشمنت 
حسرت یوسف شده، معجزِ پیراهنت 
یک شبه هفتاد تن، کرده مسلمان تویی 


فرشته سیب بهشت به تو تعارف کند 
نزد تو روح الامین، قصد تشرف کند 
پشت در خانه‌ات، نبی توقف کند 
حیف که این خانه را شعله تصرف کند 
چشم علی را پر از اشک تأسف کند 
که ماهِ غمگین‌ترین شامِ غریبان تویی 


تمامیِ اولیا گوش به دستورِ تو 
کلیمه الحق تویی، مدینه شد طورِ تو 
به لوح عرش خدا، کتاب مسطورِ تو 
دلیل یوسف شده، جلوۀ مستورِ تو 
به پشت هم هفت قفل، باز شد از نور تو 
به عین حجب و حیا، مطلق برهان تویی 


کلید رحمت تویی، منجی امت تویی 
عین کرامت تویی، اصل مودت تویی 
گنج نهان خدا در دل ظلمت تویی 
اسوۀ مهدی تویی، حجّتِ حجّت تویی 
قرب قریب خدا، صاحب قربت تویی 
اذنِ اذانِ بلال، امامِ سلمان تویی 


عهد عقیق روایت دوم – محمّدسعید میرزایی
تاریخ ارسال : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
آخرین بازدید : چهار شنبه 2 اسفند 1396
تعداد بازدید کننده : 127
دفعات مشاهده : 133
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

تلفن گویای مذهبی سراسری هلال

قال الباقر علیه السلام

هر که به آنچه می‌داند عمل‌کند خداوند به او آن بیاموزد که نمی‌داند.

(میزان‌الحکمة: 4583)

مسئله روز

پرسش : اگر پدر و یا هر شخص دیگر، چیزی به انسان هدیه بدهند، آیا باید خمس آن را داد؟

پاسخ : آیات عظام امام‌خمینی، خامنه‌ای، نوری: هدیه خمس ندارد.

آیات عظام بهجت، فاضل و مکارم: اگر تا سر سال خمسی زیاد بیاید، بنابراحتیاط واجب باید خمس آن را بدهد.

آیات عظام تبریزی و وحید: چنانچه مقدار آن زیاد و قابل توجه باشد و از مخارج سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.

آیت‌الله صافی: اگر تا سر سال خمسی زیاد بیاید، خمس دارد.

 

(رسالۀ‌دانشجویی،احکام‌خمس،جلد 10،پرسش 52)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک