موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

ای بــا عطـای تـو شـده تکمیل، هل‌أتی   وی قـــامت رســول بـه تعظیـم تـو دوتا
ای هـل اتـی و کــوثر و تطهیـر وصــف تو   وی چــون خــدای پـاک منزه ز هر خطا
وقتـی رسـول گفـت کـه بابا شود فدات   جـــا دارد ار شــــــوند فـــــداییت انبیــا
هــم خـــــانــۀ تــــو قبلــــۀ روح پیمبــران   هـــم حجــــرۀ تــــو کعبــۀ پیغمبـر خدا
بـــا نـــام تــو نــام اب و ابـن و شـوهرت   ذات خــــــدای عــــزوجل کـــرده ابتـدا
آدم هنـــوز آب و گلــش هـم نبــود و بود   نــــور مقــــدس تــــو در آغـــوش کبـریا
ای چشم عرش،فرش قدم‌های حضرتت   وی از کرم شده به زمین هـم‌نشین ما
چون شد که پا ز عرش نهادی بـه چشم فرش؟   ما خـاکیان کجـا و شمـا خـاندان کجا؟
قـــــرآنـی و رســـول خـدا داده بوسه‌ات   زهـــــرایـی و تــــو را پــدر و مـادرم فدا
هـــرکس تـو را شناخت خدا را شناخته   هرکس جداشد ازتو جـدا گشته ازخدا
ای مــــادر چــــراغ هـــدایت! حسیـن تو   بــا جلــوۀ تـــو بـر همـه گـردیده رهنما
هــم دختـــر رسولـی و هـم مادر رسول   هم مام دو امـامی و هـم کفو مرتضی
بـــا آن کــه بـود رکـن همه رکن‌ها علی   بعـــد از نبـی بـه حضرت تو داشت اتکا
از تـو اگــــر بــــرات رهــــایی نمی‌گرفت   آدم نشستــه بـــود بـــــه زنــدان انـزوا
یــا فــــاطر بفــاطمه تـا از لـبش گذشت   از بنـد غم رها شد و شد حاجتش روا
ای مظهـــر خــدا تـــو خـدا نیستی ولی   ذکـــرت شفای کامل و اسمت بود دوا
آواره می‌شـــوند بــه بیــــراهـه تا جحیم   گــردند اگـــر ز خط شما ما سـوا سـوا
خـــــاک در تـــو بــــودم و خــاک در تـوام   حتــی اگـــر غبــــار شـــوم در دل هـوا
فــــردا لــــوای حمـــدالهی‌ست چـادرت   صحــرای محشر است همه زیر این لوا
تــو دسـت باکفایت حقی عجیب نیست   کــــآرنـد انبیـــــا بــــــه درت روی التجـا
قـــوت عــزیـز خـویش کـرم کرده بر فقیر   پیــــراهـن زفـــاف بـه سـائل کنی عطا
هــرکس کـه میهمــان بقیـع تو می‌شود   دیگـــر بــه بـوستان جنـانش چـه اعتنا
کوهی که سنگ بوده هـزاران هزارسال   بــا یــک نگـــاه فضـــۀ تـو می‌شود طلا
هـــرگز کسـی نــرفتـه ز کــوی تو ناامید   هـــرگـز عنــایت تــو بـه سائل نگفته لا
هر رشتــه‌ای ز چادرت ای بانوی بهشت   در دسـت یـک فـــرشته بـود رشتـۀ ولا
ای پــای تــا بـه سـر همه عصمت خدا گواست   از چشـم کــور، کـس نکنـد غیـر تو حیا
آدم کـه مــــاه روی تـو را در بهشت دید   جــــا داشت جـــان نثـار کند بهر رونما
در روز حشــر، ذکــر همه یامحمد است   بـا ایـن همـه، رسول تـو را می‌زند صدا
ای در ســـرای تـــو دل پیغمبـــران مقیم   آتـش زدنــد از چـــه تــو را بـر در سرا؟
گلزار وحی راکه به آتش کشیده است؟   باب بهشت راکه شکسته به ضرب پا؟
بـا تـــــازیـانه از تـــــو گـــــرفتنـد احتــرام   خــوش داشتند بهــر پــدر حرمت تو را!
آیـــا کسـی شنیــده کـه بـر داغ‌دیده‌ای   هیـــزم بـــه جـای لالـه بیـارند در عـزا؟
آن ضــربه‌ای که خورد به پهلوی حضرتت   شـک نیست اینکـه خورد به پهلوی مصطفی
بـــابـا اگــر سئوال کنـد جرم تـو چـه بود   پاسخ چه می‌دهند به او در صف جزا؟
تـــــا انتقـــــام بـــــدر بگیـــرنــد از عـلی   کشتنـد بـــی‌گنــاه، تـــــو را از ره جفـا
بــــاور نـداشت کـس کــه در خانه علی   بـــا کشتـن تــو حـــق پیمبــر شـود ادا
تـــو کـــوثـر رســـول خدایی و ای عـجب   یـک آیـه از تـو گشت به ضرب لگد جدا
ظلمـی که برتو گشت به کافر نمی‌کنند   ای مـــــادر حقیقــت قــرآن! بگـو چـرا؟
خصمی کـــه زخــم بــدر به دل داشت از علی   با کشتن تو یـافت دل زخمی‌اش شفا
بالله تـو را به بغـض علی می‌زدند و بس   هـــرگـز خــدا مبـاد از ایــن کافران رضا
تااشک هست و سوزجگر هست و ناله هست
«میثــــم» همــــــاره بــــر تــــو بــود مرثیت‌سرا

صدف نبوت 5 – غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 17 فروردین 1391
آخرین بازدید : پنجشنبه 3 خرداد 1397
تعداد بازدید کننده : 1167
دفعات مشاهده : 1238
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک