اولین بیداد و اولین فریاد

مـدینــه آبستــن بیـــداد بــود

در شــرر فتنــه فـلــک ســوخته

فتنه عظیـم است و بلا بس عجیب

گشته ز همگـامـی اهــل ضــلال

رفته فقـط دو مـاه و نیـم از غـدیر

باز بـه شیـطـان شده آغــوششان

کـفــر شــده زیـــور آیینشـــان

غـدیـر تعطیـل شــد ای وای مـن

دشمـن مـــأیـوس شـده از غـدیر

امیـــر مسلمیــنِ عــالـم شــده

سینه پـر از نــالـه و دل پــر ز درد

علی که حق بود و به حق نصب شد

حـق شده پـــایمـال پیکــارهــا

آنکه نهـان داشت بـه دل کینـه‌ها

تیـر رهــا کـرده بــه سـوی علـی

خون زده در سینـه تـوحید جوش

تـا کـه بســوزد حــرم وحــی را

ریخت بـه هـم نظـام تـوحـید را

گـرفتم اینکـه بگــذریـم از غـدیـر

بت مگمـارید بــه پــاس حـــرم

وای بـه مـن نفـس پیمبــر کجـا

کیست علـی؟ تمـام خـتـم رسـل

کیست علـی؟ تمام میــزان حـق

کیـست علـی؟ حقیـقـت ابتــدا 

کیست علی؟ قـدر، ولی قـدر قـدر

کیست علی؟ امـام پیش از وجـود

امام دین کیـست بهـ غیـر از علی

روی خــدا روی دل‌آرای کیـست؟

تیغ کـه بر تـارک مرحب نشست؟

نــام کـه جــز او اسـدالله بـــود؟

ظلـم بـه عدل که هـلاک اوفتـاد؟

فـاتـح میـدان محمّـد کـه بــود؟

فــاطمه ریحــانـه روح نبـی است

اگــر چــه در شـعـر دگـر گفتـه‌ام

مغـــز، علــی و دگــران پـوستند

              

نقطـــۀ انفجــار فــریــاد بـود

بـال و پــر خیـل ملک سـوخته

قرآن، تنهـا شـده، عتــرت غریب

آیــۀ «اکمَــلْتُ لکـم» پــایمـال

دین شده در چشم حقیران حقیر

قـول نبـی گشتـه فـراموششـان

دیـن شده پیـراهـن چـرکینشـان

سقیفه تشکـیل شـده ای وای من

کـز نفـس ختـم رسـل خورده تیر

آه که قـرآن کمــرش خــم شـده

آی محمّـد بــه جهـان بـاز گــرد

ببین چگـونه حـق او غصـب شـد

بــاز شـــده مـشـت ستمکارهـا

فـــاش زنــد سنـگ بـه آیینه‌ها

تیـغ کشیــده است بـه روی علی

بـولهبـی آمـده هیــزم بـه دوش

بشـکـند از کــین قلــم وحـی را

کشـت در این فاجعه خورشید را

نیـست کسی به غیر حیدر، امیـر

وصـلـۀ نـاجـور و لبـاس حــرم؟

قـــاتــل صدیقــه اطهــر کجـا

بـه جـان او سـلام ختـــم رسـل

دست حق و چشم حق و جان حق

کیـست علـی؟ کلیــد فتـح خـدا

کیـست علـی؟ بــدر، بگـو بـــدر

کـرده به خـاک درش آدم سجـود

تمـام دیـن کیـست به غیر از علی

دوش نبی جـای کف پای کیست؟

دست که بت‌های حرم را شکست؟

مگـر نــه اینکــه او یـدالله بــود؟

عَمـر ز تیـغ کـه بـه خـاک اوفتاد؟

جـان علی جـان محمّد کـه بـود؟

فاش بگویید که نــاموس کیست؟

دوبــاره می‌گویــم اگـر گفتــه‌ام

تمـام انبیـــاـ عـلــی‌دوسـتـنــد

تمام نخل «میثم» این است و بس

غیــر علـی امـام مــا نیست کس


بهار امامت 4 – غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : چهار شنبه 26 بهمن 1390
آخرین بازدید : شنبه 31 فروردین 1398
تعداد بازدید کننده : 1960
دفعات مشاهده : 2030
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

دعای تحویل سال نو / اجرا: مسعود کهریزی

ویژه برنامه فرا رسیدن بهار طبیعت وعید نوروز

مدح امیر مومنان حضرت امام علی(علیه السلام)

قال الرضا علیه السلام

هر مؤمنی در مدح ما شعری بگوید خداوند متعال [برای او] در بهشت شهری هفت برابر وسیع‌تر از دنیا بسازد و در آن شهر هر فرشته‌ای و هر پیامبر مرسلی به دیدار او روند.

(اختیارمعرفة‌الرجال: 401)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک