حرّ حسین علیه السلام

بیـایید تــا از خـدا پــر شـویم              به ایثـار و عشق و وفـا حر شویم
بیـایید بـا هـم خـدایی شـویم     بکـوشیـم تـا کــربـلایی شــویم
بشوییـم دل را بـه خــون گلـو     بگیــریم از خــون بــه رخ آبـرو
بیـایید تــا حـر زهــرا شــویم     تن غرقِ خون، نقش صحرا شویم
اگـر سنگ بـودم همه دُر شـدم     از آن‌رو کــه خــاک ره حـر شدم
سلام خلایق چه جمع و چه فرد     سلام شهیــدان بــر آن رادمــرد
مرا اوست شمع دل و نـور عین     کــه یک لحظه گردید حرّ حسین
شگفتا که یک لحظـه پر باز کرد     ز خــود تـا خــداوند، پــرواز کرد
عرق از خجالت به رویش چو دُر     تهـی از خـود و از خـــداوند، پُـر
سپر را گرفته به کف، پشت و رو     سرشـک پشیمـــانی‌اش آبـــرو
دلـش از غـم تشنـه‌کامان کباب     بــر اطفـــال، از اشـک آورده آب
ز خود رسته گشته سراپا حسین     همـه عضوعضوش پر از یا حسین
به لب داشت آهسته این زمزمه     کــه عفـوم کن ای یـوسف فاطمه
جــوابـم مفــرمـا؛ جوابـم بـده     گنــاهم ببخــش و صــوابم بـده
به پهلـــوی بشکستــه مـادرت     تمــام امیــــدم بـــود بــر درت
اگــر سنـگ سختـم تو دُرّم کنی     گــرفتـــارم، از لطــف، حُـرّم کنی
کــرم کــن کـه خود را الهی کنم     ز عبــاس تــو عـذرخــواهی کنم
شه این لحظه را بود چشم‌انتظار     گرفتش بـه بر؛ کـای شده یـارِ یار!
مــرا در جگـر ســوز و آه تو بود     همین لحظه چشمم به راه تو بود
نسیــم ولایـت به جـانت وزیـد     تـو حـر حسینـی نــه حــر یـزید
تـو پیـش از ولادت ز ما بوده‌ای     چـرا چنــدی از مـا جـدا بوده‌ای؟
بیـا تــا در ایـن ره فـدایت کنم     محـال است کز خـود جدایت کنم
اگـر با دو صـد کـوه دِین آمدی     چـه غـم؟ در حضور حسین آمدی
نـه تنهـا گنـاه تـــو بخشیده‌ام      کــه از جـرم تو چشم پـوشیده‌ام
از این پـس چو عبـاس، یار منی     بـه دنیـــا و عقبــی کنــار منـی
وجودت همه از حسین است پُر     تـو حـری تو حری تو حری تو حر
تـو از پــای‌تـاسر خـدایی شدی     تـو در یــاری مــا فدایی شــدی
بــرو تـا بــوَد لحظــۀ آخــرت     بـه دامـــان فـــرزند زهـرا سرت
همین لحظه زهرا دعاگوی توست
نه «میثم» که عالم ثناگوی توست

یک ماه خون گرفته 5 – غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : دوشنبه 7 آذر 1390
آخرین بازدید : جمعه 4 بهمن 1398
تعداد بازدید کننده : 1559
دفعات مشاهده : 1609
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سردار دلها

نوحه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

شعر شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

نوحه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

قالت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

آن گاه که در روز قیامت برانگیخته شوم، گناهکاران امّت پیامبر اسلام را شفاعت خواهم کرد.

(إحقاق الحقّ، ج 1 ، ص 129)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک