موسسه هنر و ادبیات هلال

عید قربان

کویرخشک حجازاست وسرزمین مناست     مقام اشک و مناجات و سوز و شور و دعاست
به هــر کــه می نگـرم در لباس احرامش     دلش به جانب کعبه است؛رو به سوی خداست
یکی بــه جانــب مسلخ بـــرای قربانــی      یکــی روانــه بــه دنبــال یوســف زهـــراست
یکی بهشت خـدا را بـه چشم خود دیده     یکــی بــه یــاد جهنــم ز تـــابش گرمـــاست
یکی بــه خیمــه نــدای الهــی العفوش     یکی دو دیده‌‌اش ازاشک شوق چون دریاست
یکی بـه امـــر خداونـــد ســر تراشیــده     یکی دو دست دعایش به سوی حق بالاست
ســلام بــاد بــر آن مُحـــرم خداجویـــی     که روح بنـدگی از اشـک دیــده‌اش پیــداست
ســلام بــاد بـــر آن کـــاروان صحــراگرد      که لحظـه‌لحظـه بـه دنبـال سیـدالشهداست
ســلام بــاد بــه عبـاس و اکبـر و قاسم     که حـج واجبشــان در زمیـن کــرب‌ و‌ بـلاست
سـلام بـاد بـه اخـلاص و صـدق ابراهیم     که بهـر ذبـح پسـر همچـو کــوه، پابرجــاست
سـلام بـاد بـه ایثـار و عشـق اسمـاعیل     که سر بـه دست پـدر داد و خـویش را آراست
وجـود او همــه تسلیم محض پـا تـا سر     که دست شست زجان و سر و خدارا خواست
کشیــد تیـغ ولـی آن گلــو بریــده نشد     فتــاده بـود بـه حیـرت کـه عیب کــار کجاست
بـه تیـغ گفـت ببــر! تیــغ گفت ابـراهیم!     خـدات گفتـه نبـر! گـر بـرم خطاست خطاست
خلیــل! یــا مرنــی و الجلیـــل ینهانـــی     هوالعزیــز، همانــا کــه حکــم، حکم خداست
چه امتحان عظیمی چه صدق و اخلاصی     تــو از خـــدا و خداونــد از تــو نیــز رضـــاست
بـه جـای ذبـح پسر ســر ز گوسفند ببر!     که ایــن پســـر پــدر بهتریــن پیمبــر ماست
مبــاد تیغ کشــی بــر گلــوی اسماعیل     به هوش باش که در صلب این پسر زهراست
درست اگــر نگــری در وجــود ایـن فرزند     جمــال نـفس رســول خــدا علــی پیــداست
گــذار خنجــر و دست ذبیح خــود بگشا     کـه ذبــح اعظــم مــا ظهــر روز عاشــوراست
ذبیح مــاست حسینــی که پیکر پاکش     هـزار پـاره ز شمشیــر و تیــغ و تیـر جفـاست
بدان خلیل که تنها ذبیح ماست حسین      کـه پیکــرش بـه زمین، سـر به نیزۀ اعداست
ذبیح ماست حسینی که جلوه‌گاه رخش      تنـور و نیــزه و دیـر و درخـت و تشت طلاست
ذبیح ماست شهیدی که تا صف محشر     تمـــام وسعت ملـک خــداش بــزم عـــزاست
سلام خالق وخلقت به خون پاک حسین     کـه زخـم نیـزه و خنجــر بـه پیکــرش زیباست
هــزار مرتبــه شــد کشتــه روز عاشورا     زبس‌که زخم به زخمش رسید ازچپ و راست
گلوی تشنه، سرش را ز تــن جدا کردند      که بهــر داغ لبش چشـم عالمــی دریــاست
به جز ز اشک غمش دل کـجا شود آرام     به غیــر تـربت پاکـش کــدام خـاک،شفاست؟
به یـاد دست علمـدارش آه ماست علم     بـرای آن لـب خشکیـده چشـم مـاسقــاست  
به غیــر وجــه خــدا کـل مــن علیها فان     یقین کنیــد همانـا حسیـن، وجــه خـــداست  
بـه یـاد خـون گلــوی حسیـن تــا صـف حشــر
سرشک«میثم»اگر خون شودهمیشه رواست 

 

صیام تا قیام 4 – استاد سازگار  

تاریخ ارسال : سه شنبه 18 مرداد 1390
آخرین بازدید : شنبه 30 تیر 1397
تعداد بازدید کننده : 2029
دفعات مشاهده : 2101
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک