در مدح مولا امیرالمؤمنین علیه السلام

ای جان پاک ختم رسل در بدن، علی!  

ماه رخت چراغ زمین و زمن، علی!  

نامت کلید قفل مهمات جن و انس  

مهر تو روح طاعت هر مرد و زن علی!  

پایت به روی شانۀ پیغمبر خدا  

دست تو بی‌تبر به حرم بت‌شکن علی!  

پوید حرام‌زاده به بغض تو در زمین  

نوشد حلال‌زاده به مهرت لبن، علی!  

من کیستم که در قدمت سر کنم نثار؟  

گوید نبی: فدات شود جان من! علی!  

شوید هزار بار، دهن از گلاب نور  

تا آفتاب با تو شود هم‌سخن‌ علی!  

غیر از تو کیست جان نبی، کفو فاطمه  

غیر از تو کیست باب حسین و حسن، علی  

غیر از تو کی به دور نبی گشت در احد،  

زخم آمدش هماره به زخم بدن؟ علی!  

غیر از تو کی به خاطر اسلام و مسلمین  

هر لحظه دیده رنج و بلا و محن؟ علی!  

از کفش وصله‌دار تو معلوم می‌شود  

کاه است پیش چشم تو دُرّ عدن علی!  

دیدند از دهان تو در موج فتنه‌ها  

لبخند دوستانه به دشمن زدن علی!  

یک بندۀ مطیع تو سلمان اهل‌بیت  

یک جان‌نثار توست اویس قرن علی!  

توصیف توست انفسنا در کتاب حق  

ای گفته مدح تو احد ذوالمنن علی!  

تا از لبت تلاوت قرآن شود بلند  

گردد رسول، بر دهنت بوسه‌زن علی!  

گر بنگرد به پیرهن وصله‌دار تو  

یوسف به مصر، پاره کند پیرهن، علی!  

از جسم مرده، مرده‌ترش دانم آنکه را  

روح ولایت تو ندارد به تن علی!  

با مهر تو جحیم شود گلشن بهشت  

بی‌مهر تو شراره دمد از چمن، علی!  

بی‌اختیار، عاشق تو خلق عالم‌اند  

مهرت شده به گردن دل‌ها رسن علی!  

هرجا سفر کنیم و به هر سو وطن کنیم  

پیش توایم در سفر و در وطن علی!  

تو کیستی که قاتل سنگین‌دل تو هم  

دارد به مهربانی تو حسن ظن علی!  

در اختیار او نه زبان است و نه قلم  

«میثم» چو در ثنای تو گوید سخن علی!    

صیام تا قیام 4 – استاد سازگار

تاریخ ارسال : یکشنبه 16 مرداد 1390
آخرین بازدید : شنبه 16 فروردین 1399
تعداد بازدید کننده : 1855
دفعات مشاهده : 1904
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود میلاد حضرت علی اکبر (ع)

شعر ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

شعر موالید امام حسین و حضرت عباس علیهم السلام

ولادت حضرت ابالفضل العباس علیه السلام

قال رسول الله صل الله علیه وآله و سلّم

خداوند جوانی را که جوانی خویش را در راه طاعت خداوند متعال بگذارند دوست می‌دارد.

(میزان الحکمة: 3206)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک