موسسه هنر و ادبیات هلال

خنده زخم

ای گـــل در بهــــار، پــرپـر شــده     بـاغ گـــل از نیـزه و خنجـر شتده
میـــوۀ نخــــل دل مجــــروح مــن   پــاره بـــدن، پــاره‌تــــنِ روح مــن
آب وضــویت، شـده خـون ســرت   پــــاره‌تـــر از قلــب پــدر، پیکــرت
داغ تــو صـد بـــار شـــده قـــاتلم   خنــده زنــد زخـــم تنــت بـر دلـم
بحـر، ز فــریتاد تـــو بی‌تــاب شـد   آب، هــم از شــرم لبـت آب شد
چشـم بـه خـون شستـه ز هم باز کن   یــا ابتـــا بگــــوی و پــــرواز کـــن
از لـب خشکـت خجلــم راستــی   ســوختی و آب ز من خــواستی
میــوۀ قلبــم جگـــرت شـد کبـاب   پر شده از خون، دهنت جای آب
ای ز غمت، خونْ، دل شمشیرها   زخــــم تنــت در جـگـــر تیـــرهـــا
آب فرات ازعطشت خون گریست
  چشـم پدر را بنگر، چون گریست
دیـــده، بهــر زخـم تنـت، دوختــم   ســوختـم و سـوختـم و سـوختم
جسم تو درهُرم عطش تاب خورد   خاک هم از خون سرت آب خورد
تیــر کــه در قلـب تــو پــرواز کرد؟   تیــغ کـه قــرآن ز سـرت باز کرد؟
آنکـه بـه خـون پیکـرت آغشته بود   کاش که پیش ازتو مراکشته بود
خون هزاران چو تو، تقدیم دوست   دوست به من، هر چه پسندد نکوست
دوسـت، بـــه زخــم تنـت آراسته   دوست، تو را غـرقه بـه خــون خواسته
گریه به زخم تو اگر مشکل است   خنــدۀ او مــرهم زخـم دل است
مــن دو زبـــان مکیــده‌ام در دهن   یــکی زبـــان تــو، یکـی جـدّ مـن
زبـــــان او داد حیـــــاتــــم ولــی،   زبــان تــو کـــرد کبـــابـم، علــی!
زبــــان او داد مـــرا شـیـــر نـــاب   زبـــان تـــــو قلـــب مـــرا کـرد آب
زبــــــان او روح فـــــزایـنـده بــــود   زبـــان تـــو آتـــش ســـوزنده بـود
زبـــان او چشمـه شــد و آب داد   زبــان تـو شعلـه شـد و تـاب داد
با نفست شعله برافروختی
میثـم دلسوخته را سوختی

یک ماه خون گرفته 4 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 آبان 1389
آخرین بازدید : چهار شنبه 28 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 1319
دفعات مشاهده : 1359
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

"امیری حسین و نعم الامیر"با نوای حاج محمود کریمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک