در مدح حضرت باقر علیه السلام


ای انس و جـان محصّـل دانش‌سـرای تو                  وی نـه سپـهـر گـوشـۀ دارالــولای تو
پنجــم وصــی ختــم رسـل بـاقـرالعلوم     کـلّ علــوم در نـفـس جـان‌ فـزای تو
جـابــر شفــا گرفــت ز دست خدایی‌ات     جبریل فیـض می‌بـرد از خـاک پای تو
پیـش از شــب ولادت تــو ختــم‌الانبیـا     از جـان و دل سـلام فـرستـد بـرای تو 
می‌جـوشد از کلام خـوشت معجـز مسیح     نبْوَد عجب به مرده دهد جان دعای تو 
نام تو، خلق و خوی تو، یکسر محمّد است     وجـهِ خـداست روی محمّــد نمای تو
ما را چه زهـره تـا که ز مـدح تو دم زنیم؟      گویـد خـدا بـرای رســولش ثنـای تو
اهــل سخـن هنــوز ز دلـدادگـان حــق     دل می‌بـرنـد بــا سخـنِ دل‌ ربـای تو 
بـا آنکــه مـی‌بــرد دل مـا را مـدینـه‌ات      پیوستـه در بقیـع دل ماست جـای تو 
باشــد کجــا بـه نـزد تـو قابل، درود ما؟      ای بر تـو لحظه لحظه سلام خـدای تو
قبــرت خراب و قــدر تو باشـد بسی بلند     ای عــرش کبریــا حـرم بـا صفـای تو 
ویرانه ی بقیـع تــو باشــد بهشت مـــا      ای خــازن بهــشت گـدای گــدای تو
قبر تو در مدینه غـریب است و روز و شب     بـاشـد مـدیـنــۀ دل مــا کـربـلای تو 
دشنــام خصم را کـه دهــد با دعا جواب      غیر از تو، ای حلاوت جان در صدای تو 
حـاشـا کـه حـق یـک سخنت را ادا کنـم      گـر صـد هـزار بـار کنـم جان فدای تو 
چـون نــور آفتـاب که تابیــده بـر زمین     پیچیــده در سپهـر معــارف، ندای تو
ما ظــرف کوچکیــم و عنـایات تو، بزرگ      ای وسعت جهان همه ظرف عطای تو!
تو در چــار بحــری و دریــای هفت نور      نورنـد نــور جملـه تبـــار و نیـای تو
طاق است طاق، مـؤمن طاق تو در جهان      بوحمـزه و هشــام کـه آرد سوای تو؟
یـــاد آورم ز خاطــرۀ چـــارســـالگیت      از کربـلا و کوفـــه و شــامِ بــلای تو 
عالم سیـاه در نظـرت گشت همچو شب      وقتـی کبــود شد بــدن عمه‌هـای تو
بـزم یـزید ریخت بــه هم، رنگ او پریـد      وقتـی بلنـد گشت صـدای رســای تو
گفتی کـه حـاجیان همـه ده‌سـال در منا      گیرنـد دور هــم همـه بـا هم عزای تو
ای پنجمیـن معلـــم عـالــم بگــو، بگو      زهـر هشـام بـا چه گنه شد جـزای تو؟
تقدیم تـوست سـوز دل صبـح و شام ما      در قلـب مـا بــوَد غــم بی‌انتهــای تو
نفرین بـر آن گـروه که در روضــة البقیع      نگذاشتنــد گریــه کنـــم از بــرای تو 
تا هست روح در تن و سوزش درون جان
«میثم» بـوَد هـمـاره قصـیـده سـرای تو 


صیام تا قیام 3- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : دوشنبه 25 مرداد 1389
آخرین بازدید : سه شنبه 15 تیر 1400
تعداد بازدید کننده : 3703
دفعات مشاهده : 3828
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام)

سرود ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام)

آلبوم حریر پنجره؛ کرامات حضرت امام رضا (ع)

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

کسی که دوست‌ دارد خندان و شادمان خداوند را دیدار کند، باید محبت و ولایت‌ علی‌ ‌بن‌ موسی‌ الرضا (ع)  را داشته ‌باشد.

(البحار: جلد 36، صفحه 296)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک