در مدح و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

یک عمـر کنـم نثـار جان و سر     صد بــار دهـان بشویـم از کوثــر
باشد که مدیحه‌ای کنم انشـا     در مـدحت دخت موسی‌جعفـر
مجموعــه‌ای از فضــائل زهــرا     معصومــــه‌ای از تبــار پیغمبــر 
برچرخ سپهر معرفت خورشید     از هفت یــم کمــال یـک گوهـر
چون مـاه جمـادی از روی زهرا     ذیقعــده گرفتــه از رخش زیـور
فیضیّـه از اوست روضـةالزهـرا     قــم از قــدمش مدینه ی دیگر
هم سیب بهشت حجتِ هفتم     هــم آینـــه ی حقیـقتِ مـــادر
عالم بالـد بــه ایـن چنین بانو     فخریّه کنــد رضا بـر ایـن خواهر
در حشر چو پا نهد همه گویند      زهــرا آمــد دوبــاره در محشــر 
این مصحف روی سینۀ باباست 
ایـن دختـــر برگزیــدۀ زهراست 

ای کعبه ی جـان اهل قـم کویت     وی چشم همـه جهانیان سویت 
نبْوَد عجب ار بـه جـای گل رویـد     اسکنـدر و خضــر از لـب جــویت
عیسی به تو می‌دهد سلام اوّل      مریــم بنشینــد ار بــه پهلــویت 
آئینه ی خلـق و خــوی زهـرایی      ای جان به فدای خلق وهم خویت
نبْــوَد عجـب ای حقیقتِ زهـــرا      چون سیب جنـان پدر کنــد بویت
مرآت جمـال مـادرش زهــراست      در دیــده ی ثامـن‌الحجج رویــت 
مدح تــو ز کس نیــاید ای بانـــو      الاّ کـــه رضـــا شــود ثنـــاگویت
این نیست عجب تمــام عالم را      حق بخشــد اگـر به تاری ازمویت 
تقـدیم به بـاد می‌کنــم جـان را      آرد اگــــرم غبـــاری از کـــــویت
آرد اگـــرم غبـــاری از کـــویت
تــا خــاک قـدوم زائــرت باشم 

تو دختـر نــور و طور و طاهـایی     معصومــه و زینبــی و زهـرایی
قـــرآن امـــام موســی کاظـم     گلــواژه ی آیه هـــای تقــوایی
ریحانــــه هفــت باغبــانِ دین      یا گوهــر نـاب هشت دریایی؟
چون مـادر خویش حضرت زهرا     سر تا بـه قـدم بهشت بابایی
ممدوحــه ی «انّمــا یریـدالله»     محبوبـه ی ذات حــق تعالایی
قم شهر ائمــه و تــو بانـویش     از قـم بـه وجـود، حکمفرمایی
زهــراست بـه امّت پدر، مـادر     تو از ره لـطف، عمّــه ی مایی
تو نــوری و مــا اسیــر تاریکی      ما تشنه ی معرفت، تو دریایی
بی معرفتیـم لیـک می دانیم     تو فـوق تمـام معــرفت هایی
وصف تو کجا ز همچو مـن آید 
مــداح تــو حضــرت رضـا باید 

ای بــر حرمت سـلامِ اهـل قم      وی از تــو بلنــد، نــامِ اهل قم 
پیوستـــه زمــام ناقه ی نـورت      بـــر دوشِ دلِ تمــامِ اهــل قم 
«یا فاطمه اشفعی لنا» باشد     ذکر خوش صبح وشام اهل قم 
گردیـــــده ز آفتــــاب بالاتــــر      در سـایه ی  تـو مقام اهل قم 
از حــرمت قبــر تـــو ملایـک را      واجـب شــده احتـرام اهل قم 
تا دامـن حشـر همچـو دریـا پُر      از کوثــر تـوست، جام اهل قم 
صحبت ز بهشت در حریـم تـو      این حــرف بـوَد حـرام اهـل قم 
مهــر تـــو و دوستـی اجدادت      بـــوده ز ازل، مــرام اهــل قم 
شیرین شده آب شور قم بانو      با مهــر شمـا به کام اهل قم 
«میثم»همه عمر بر تو رو دارد 
از خـــاک در تــــو آبــــرو دارد 

تاریخ ارسال : یکشنبه 24 مرداد 1389
آخرین بازدید : سه شنبه 29 مرداد 1398
تعداد بازدید کننده : 2820
دفعات مشاهده : 2953
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

عیدالله الاکبر/ عید غدیر

ترجمه منظوم خطبه غدیر / سروده استاد غلامرضا سازگار (8)

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

روز غدیر خم برترین عید امت من است. روز غدیر روزی است که خداوند متعال به من دستور داد برادرم علی بن ابیطالب را به عنوان نشانی برای امتم منصوب کنم که بعد از من به واسطۀ او راه راست را بیابند و بپیمایند. روز غدیر روزی است که خداوند در آن روز دین را به کمال رساند، و نعمت را بر امتم تمام کرد، و دین اسلام را برای آنان برگزید.

(البحار: جلد 97، صفحۀ 110)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک