در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

ای خــوانـده خـــدا مــدح تو را بهر پیمبر   وصف تو درخشیده به تطهیر وبه کوثر
راضیــــه و مــــرضیـه و صدیقـــه، امینـه   منصــورۀ معصـــومـه و زهـــرای مطّهر
هـــم وجـــه خـــدایی تـو و قـرآن محمّد   هم دست یداللهی وهم حامی حیدر
هم مام دو عیسایی و هم مام دومریم   هــم بـرتــری از آسیه و مریم و هـاجر
بر دست تو ای دست خدا خواجۀ لولاک
  یــک بــار نـه صـد بار زنـد بـوسه مکرر
انسیّــــۀ حـــــورایی و حــــوریّۀ انســی
  بـا این همه می‌بینمت از هـر دو فراتر
گــویند: دمـــد بـوی بـهشت از نـفس تو
  -والله بـهشت از نـفس تــوست معطر
میکـــال، جلــــودار تـــــو در روز قیـــامت
  جبریـل، علمــدار تـو در عـرصۀ محشر
هم خانه تو مشرق دوماه و دوخورشید
  هـم دامــن پــاکـت، فــلک یــازده‌اختر
این ذات الهـی است کــه نـــازد بــه حسینش
  این شخص حسین است که نازد به تـو مادر
ای دور سرت قلبِ نبی گشتـه! بگـردان
  مــا را ز کـــــرم دور ســر فضـه و قنبر
بر عرش خـدا هشت ملـک آمـده حامل
  در خیـــل مـلَـک چار ملَک آمده سرور
آن چار، گرفته به سـویت دست تـوسل
  وینِ هشت،نهادندبه خاک قدمت سر
خورشیـد فروزنـده عـرش اسـت همـاره
  آن دل کـه بــوَد در یـــمِ نـور تـو شناور
اوصـاف تـو را ای ز ثنـــایت همـه عـــاجز
  خواننـده خـدا و شنــونـده است پیمبر
خـلقت بنــــویسند و بگــوینـد و بخـواننـد
  هرگـز نبـوَد گـفتـن مـــــدح تـــو میسر
دست توهمان دست خـداوند تعالاست
  گر نیست چرا خم شد و بوسید پیمبر
ارواح رُسُـــل را همـــه تعظیم بــه احمد
  تعظیــم محمّد بـه تـو- ای عصمت داور
مقبـــول خـــدا تــــوبــۀ آدم بــه تــو بـانو
  محتــــاج دعــا حضــرت حوّا ز تـو دختر
سوگند به مهر تو که با خصم تو خصمم
  حتــــی پـدر و مـادر و فرزنــد و بـــرادر
اسلام، سرافـراز علـی بــود و علی بود
  پیوسته سرافراز که بودیش تو همسر
تـو دیــن خـدا را چــو زره بـودی و سنگر
  تو بهرعلی دست و سپربودی وسنگر
والله قســم فضـــۀ تـو بــرتـر از آن است
  از اینکـه فشاننـد بـه پایش دُر و گوهر
در خـط حجــاب تـو هـدایت شـده پاکی
  با درس عفاف تـو حیـا گشتـه مسخر
دستـی کـه بـه آیات رُخت کرد جسارت
  پــایـی کـــه لگـد زد بـه در خانۀ حیدر
آن پـــای فــــرو بــــاد فـرو بـاد در آتش!
  آن دست جـدا بــاد جـــدا بـاد ز پیکر!
قـرآن رسول الله و دست نجس خصم؟!
  بیــت الحــرم فـاطمــه و شعلــۀ آذر؟!
ایـــــن بــــــــود طـــــرفـــداری از بیــــت
ایــن بـــود نگهبانـی از ســورۀ کــوثر؟
زهــــرا زدن و دعـــوی اســلام نمودن؟!
  نــاپـاک‌تـرنــد ایـــن قــوم، والله ز کـافر
کشتنـد ز کیـن همسـر و فـرزند علی را
  بــا کینــۀ بـــدر و احد و خندق و خیبر
تنهـا نـه ز یـک دست جسـارت بــه رُخـت شد
  از هـر طـرف آمد بــه تنت ضربتِ دیگـر
آن زخم به بازوت زد، آن ضربه به پهلوت
  کشتنـــد نـه یکبــار، تــو را بلکـه مکـرر
بشکست در و باز شد وخـورد به پهلوت
   یک ضربه ز دیـوار رسیـدت، یکی از در
«میثم» به خدا فاطمه پیوسته ستم دید
نفــریـن ابــد بــاد بــر آن قــــوم ستمگـــر

صدف نبوّت 3 - غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : شنبه 4 اردیبهشت 1389
آخرین بازدید : چهار شنبه 30 آبان 1397
تعداد بازدید کننده : 1406
دفعات مشاهده : 1428
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

آلبوم صوتی 12؛ عرض ارادت شاعران به حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آلبوم شیرین یاد/ویژه ولادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک