حضرت قاسم علیه السلام (نوحۀ پنجم)

ثمــــر ریــــاضِ دل علــــی، دُر فـــاطمه، گهـــرِ حسن
به رسول، قطعه‌ای از جگر، بــه حسین، پاره‌ای از بدن
به دو لب عقیق-یمن یمن، به دوطره مشک-ختن ختن
رخ او چــــــراغ بــهــشت دل قـــــد او قیــــــامت کربلا

شهـــدا بــــه وادی سرخ لا، شده خم به عرض ارادتش
سـر و دست و تن سپر بلا، یـمِ خون، بهشت شهادتش
مه و سال و هفته و روز وشب، همه لحظه‌های ولادتش
زده خیمــه در یــم ســـرخ خــــون، شده مردِ سنگرِ ابتلا

گـــل سرخ بـاغ محمّـدی، شکفد ز باغ جمال او
صلوات خالق ذوالمنن، بـه خصال او بـه کمال او
بـــه بــراق وهـم بگو مپر نرسی به اوج کمال او
کـــه گــرفته جلوه جلال او ز جلال حضرت کبریا

ثمرِ حسن! که هماره دل به حسینِ فاطمه بسته‌ای
تــو همـای قلــه خونی و به دل شکسته نشسته‌ای
به شـتاب می‌روی از حرم تو که بند کفش نبسته‌ای
زرهت بـــه تـــن شـــده پیـرهن، بدنت شده سپر بلا

تــــو طــــواف دور عمـــو کنــی، ملکــوت گرم طواف تو
نگــــه حسیــن بــــه قـامت و نگه حسن به مصاف تو
دل عمــــه و جگــــر عمــــو شده شمع بزم مصاف تو
که شودخضاب به مقتلت،زحنای خون سر ودست وپا

بــــه عمـــو و عمــه نظاره کن، شده در قفای تو نوحه‌گر
دو طرف فرات و دوسو سپه،دولب تو خشک‌ ودو دیده تر
نـه به تن زره نه به کف سپر نه به سر کله نه کفن به‌بر
زره تـــو زخـــــم تنـت شـــــود ز هجــــوم نیــزه و تـیــرها

تـــو شهیـد عـــرصـة کربلا، تو حسین را علی‌اکبری
عمـــویت بــه جــای پدر به تو،تو براو به جای برادری
چه شود به پیکر نازکت؟ که میان این همه لشکری
عـلی اکبـرِ دگـــرِ عمـــو ز چه رو شدی ز عمو جدا؟

تــو روی به جــانب مقتل و، دل یک حرم به قفای تو
سپهنـــد منتظـــرت ولـی، حـرم است بـزمِ عزای تو
نگهی به«میثم»خسته دل که بوَد قصیده سرای تو
به امیــد آنکـه شفیـع او، شوی از کـرم بـه صف جزا

فانوسهای اشک - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : جمعه 14 اسفند 1388
آخرین بازدید : دوشنبه 28 آبان 1397
تعداد بازدید کننده : 1524
دفعات مشاهده : 1593
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

آلبوم صوتی 12؛ عرض ارادت شاعران به حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آلبوم شیرین یاد/ویژه ولادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک