ظل عنایات خدا

خــاک زوار تـو از عطــر جنـان خوب‌تر است               گـرد جــاروب کشـت ســرمه اهـل نظـر است
سنـگ از سلسلــه کــوه و شتـــر از مسلـخ     ملک از عـرش بـه ســوی حرمت رهسپـر است
کفشــدار تــو کنـد نـــاز بــه دربـان بهشت     خادمت از ملک و صحن تـو از عـرش، سر است
یـک طـواف حــرمت بــه ز هزاران حج است     این حدیثی است که متن و سندش معتبر است
آفتـــاب حــــرمت ظــل عنـایـات خداست     زائــــرت زائــــــر ذات احـــد دادگـــر است
روز محشــر کـه سیــاهی همـه جـا را گیـرد                   روی زوار تـــــو از مهــــر، فـــروزنـده‌تر است
ظرف لطف و کرمت، وسعت ملـک و ملکـوت     عبــد فــــرمــانبرِ کــوی تـو قضـا و قدر است
فخــر بــر کعبـه بـــرد، نــاز بـه حجـاج کند     هـر کــه را شغـل گــدایی درت پشت در است
همه جا گشتم و دیدم خبری نیست که نیست     سـر کــوی تـو بـه هـر گـام، هـزارن خبـر است
فــاش گـــویم ز خـدا تـا به خدا کرده عـروج     هـر کـه بـا قـافله کــوی شمـا هـم سفـر است
بــر روی گنبـد زریـن تـو هـر صبـح و غـروب     نقطــه نقطـه اثــر بــوسه شمس و قمـر است
بـه خـراسان تـو سـوگنـد خــراسان تـو خود     کـاظمین و نجــف و کــرب و بـلای دگـر است
ملـک ایـران صـدف و گوهر آن تـربت توست     قلــب شیعــه حــــرمِ بضعــه پیغـامبر است
چشـم آهــوی تــو را چشمـه حیـوان گفتند     سنـگ صحــرای تودُر، ریـگ روانش گهـر است
همچو خورشید که براهل زمیـن بخشـد نـور     صحـن تـــو در نظــر اهـل سما جلوه‌گـر است
دور خــدام تــو گــردنـد هــزاران فـردوس     صـد چـو رضوان بـه گـدایی درت مفتخر است
جنـت از مهــر محبــان تـو یـک شاخـه گل     دوزخ از بغــض غــلامان درت یـک شـرر است
همه دیدند که یـک گردش چشمت از خصم     نقش شیری که به پرده است عیان، پرده در است
بـــا ولای تـــوام از آتـش دوزخ چه هراس؟     کــه تـــولای تـو بـــر آتــش دوزخ سپر است
قـامت کوه، گر ازغصه شود خـم چـه عجب؟     زیـــر بــار غم تـو، چــرخ، شکستـه کمـر است
خنــده بـــر لعـل لبـت بـود و نمی‌دانستند     نــوش تــو اشـک بصر،قوت توخون جگر است
دوزخ از یـک نگـهش روضـه رضــوان گـردد     چشـم هــر شیعـه کـه با یاد تو از گریه‌ تر است
نـه فقــط گشــت جــواد تـو ز داغ تو یتیم     شیعــه را در غـم تـو خـاک یتیمی بـه سر است
در عزای تو به هر صبح و مسا مهدی را
شـرر ناله و خون دل و اشک بصر است

دو دریا اشک 2 - غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : یکشنبه 29 آذر 1388
آخرین بازدید : سه شنبه 14 مرداد 1399
تعداد بازدید کننده : 2680
دفعات مشاهده : 2741
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود ولادت حضرت امام هادی (علیه السلام)

سرود عید سعید غدیر

علی بن ابیطالب علیهماالسلام

عید غدیر، عیدالله الاکبر

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

روز غدیر خم برترین عید امت من است. روز غدیر روزی است که خداوند متعال به من دستور داد برادرم علی بن ابیطالب (ع) را به عنوان نشانی برای امتم منصوب کنم که بعد از من به واسطۀ او راه راست را بیابند و بپیمایند. روز غدیر روزی است که خداوند در آن روز دین را به کمال رساند، و نعمت را بر امتم تمام کرد، و دین اسلام را برای آنان برگزید.

(البحار: جلد 97، صفحۀ 110)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک