شام بلا

شــام بـلا تیــره‌تـر از شـام بود             آل رســول و مـــلاءِ عـام بود
خنده و رقص و کف و دشنام بود     فـرق سـر و سنـگ لب بام بود
سلسلـه و عتــرت شیـرخدا
صوت حجاز و سر از تن جدا

تار و نی و بربط و مضمار و چنگ             سینـۀ آیینـــه‌دلان چنگ چنگ
روی خداوند ز خـون گشته رنگ     زخم زبان، زخم جگر، زخم سنگ
حمله به هر طایرِ سرگشته بود
زینب مظلومـه سپر گشته بود

کوچه به کوچه است محیط بلا             آل محمّـد همــــه در ابتـــــلا
شــام شـده سخت‌تـر از کربلا     می‌رسـد از چـار طــرف این صلا
روسیهی سنگ دلی جارچی است
جار زند این سر یک خارجی است

اهـل عـزا شـام چراغان شده             مشعـل آن رأسِ شهیدان شده
شهــر پـر از جلوۀ قرآن شده     سنـگ نثــار سرِ مهمـان شده
فاش بگویم، همه را می‌زنند
فاش بگویم، همه را می‌زنند

زلـزلـه در عــرش بــرین اوفتاد             شعلـه بـه آیـات مبین اوفتـاد
چون تن پاکش که ز زین اوفتاد     سـر ز سـر نی بـه زمین اوفتاد
آنکه به حبلش دو جهان چنگ زد
پیــرزنی بـــر ســـرِ او سنگ زد

حملـه بـه آل اشــرف الناس بود             نه شرف و رحم نه احساس بود
سنـگ بـلا جـای گـل یـاس بود     بـر سـر نیــزه سـرِ عبـاس بود
زخـم پیـاپی به جگـر می‌زدند
سنگ بر آن قرص قمر می‌زدند

ز آتش غم سوخت سراپای من             نالــه زنـد شعلـه ز اعضای من
وای من و وای من و وای مـن     سـاز و نـی و گـریة مولای من!
چنگ و دف و دیدۀ گریان کجا؟
بـــزم مـی و آیــۀ قـرآن کجا؟

رفتــه فـرو در جگرم خارهـا             کـاش شـود پـاره دلم بـارهـا
عتــرت پیغمبـر و بـازارهـا     بــر ســرشــان آمــده آزارها
لاله کجـا آتش صحرا کجا؟
شام کجا یوسف زهرا کجا؟

این غم جانسوز که فوق غم است             شعلۀ نـاری بـه دل عالم است
سـوخته از آن جگر «میثم» است     هر چه بگریند برایش کم است
ایـن سخن سید اهل ولاست
شام بلا سخت‌تر از کربلاست

دو دریا اشک 2- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : شنبه 28 آذر 1388
آخرین بازدید : دوشنبه 5 اسفند 1398
تعداد بازدید کننده : 1431
دفعات مشاهده : 1462
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

من هم در خانه شما پیر شدم

سرود میلاد امام باقر علیه السلام

سرود میلاد حضرت باقر علیه السلام

مدح حضرت ام البنین سلام الله علیها

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

پیامبراکرم (ص) به جابر فرمود: «تو پسرم محمّد باقر (ع) را خواهى دید. او دانش را می ‏شکافد، هنگامى که او را دیدى سلام مرا به وى برسان».

(نهج الحق و کشف الصدق: صفحه 257)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک