هم‌سفر

مـهِ آسمـانِ امیــد مـن گـــل نــوشکفته پرپرم
مگـذار دیده بـه روی هم کـه تویی تمامیِ لشکرم
تو مرا ذبیـح و من آمدم که به سوی قتلگهت برم
                 که به پیش تیر بگیرمت که به دست خود کنمت فدا

تو به دور سـر قمرِ منی تو به پیش رو سپر منی
جگرم به حال تـو سـوخته که تو پارۀ جگر منی
سفــرم به سوی خدا بوَد تو یگانه هم‌سفر منی
                  بگذار چهره به شانه‌ام که سفر کنی به سوی خدا

متحیّرم به سکوت تـو که خموش و غرق تلاطمی
نــه اشـاره‌ای نه نظاره‌ای نـه کنایـه‌ای نه تکلمی
بگشــا زبــان بـه ترانـه‌ای برُبـا دلـم به تبسّمی
                   که تو بر فراز دو دست من، علمی به صحنۀ کربلا

سر دست خویش بر آن سرم‌ که تو را به دست خدا دهم 
رخ خــود بــه خـون گلـو بشو که فدا شویّ و فدا دهم
چــو تــو را بـه دست خدا دهم به تمام خلق، ندا دهم
             که فدای حق همه بود ماکه فدای حق همه هست ما

قطـرات سـرخ تـو می‌شـود گل سرخ دامـن کربلا
مهراس بـر سر دست من که چو من شوی سپر بلا
من و تـو دو کشته راه حـق دو ذبیح مسلـخ ابتلا
                          نه عجب خلیل ببـوسد ار گلو و لب و دهن تو را

چه ‌خوش است در شرر عطش‌ که به خونِ چهره بشویمت
چه ‌خوش است در شرر عطش‌ که به خونِ چهره بشویمت
چه‌ خوش است سینه سپر کنی که ذبیـح خویش بگویمت
         چه خوش است خنده‌کنی به خون‌ که قبول‌کرده تو را خدا

تو همیشــه باب حــوائجی، تــو هماره بحر کرامتی
تـو نـــدای غــربت عتــرتی، تـو لوای سرخ امامتی
تو پنـــاه عـالم خـلقتــی تـــو شفیـع روز قیـامتی
        نگهی به «میثم» خسته‌دل چه در این سرا، چه در آن سرا

دو دریا اشک1 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 26 آذر 1388
آخرین بازدید : سه شنبه 26 شهریور 1398
تعداد بازدید کننده : 1709
دفعات مشاهده : 1746
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه خبر داغ با صدای شهروز حبیبی

محمود کریمی/ شعری برگرفته از یک ماه خون گرفته 13

محمود کریمی/نوحه‌ای برگرفته از یک ماه خون گرفته 12

شام غریبان.بیت رهبری/ محمود کریمی. شعر: استاد سازگار

قال زین العابدین علیه السلام

هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین (ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد.

 (میزان‌الحکمة: 4265) 

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک