در مدح و مصیبت امام صادق علیه السلام

مـن ولــی‌الله اعظـم مقتـدای راستینم   
چشمۀ عین الحیاتم صاحب علم الیقینم   
رهنمای اهـل ایمــان مقتدای اهل دینم   
آفتاب علم و دانش در سمـا و در زمینم  
  گوهر شش بحـر نـورِ ذاتِ رب العالمینم
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
علم در عالم تجلـی می‌کنـد از منبر من   
نور دانش بود از اول هاله‌ای دور سر من   
اهل عرفان چهـره بنهادند بر خاک در من  
تا ابد جوشد شـراب معـرفت از کوثر من   
   وارث علم وکمال وحلم ختم المرسلینم
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
در حیات علم می‌جوشـد مسیحا از لب من   
بس اساتیــد جهانــی کآمدنــد از مکتب من   
روزها باشد همـه روز من و شبها شب من   
سالکان رارستگاری نیست جز درمذهب من  
  کلک دانش در کف ودست خدا درآستینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
جابر حیان من تا صبح محشر می‌درخشد   
مؤمن طاقم چو خورشید منور می‌درخشد   
از لب بوحمزه‌ام پیوسته گوهر می‌درخشد   
در دم گرم هشامم نطق حیدر می‌درخشد   
  دوست دارم منطق کوبنــدۀ او را ببینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
من سپهر معرفت، اصحاب و انصارم ستاره   
دانش‌آمــوزان درسم تـا قیـامت بی‌شماره   
تازمان باقی است باشدلحظه‌هایم یادواره   
مکتب گیتـی فـروزم راست حمـران و زراره   
  ابن نعمان‌ها زنـد مـوج از یسار و یمینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
انقلاب علمی من بـود عاشورای دیگر   
بازشد از آن به اهل معرفت دنیای دیگر  
دهر شد از نور علمم جنۀ الاعلای دیگر   
علم پیدا کرد از قدر و جلالت جای دیگر   
  عالمی شد دربهشت علم ودانش خوشه چینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
من ز بحــر نـــور بــــاغ کربـــلا را آب دادم   
من در دانش بــه روی عالم و آدم گشادم  
من بنـای مذهب جعفر در این عالم نهادم  
سال‌ها سینه سپر کردم، مقاوم ایستادم   
  می‌نشد یک لحظه درنشر کمال ازپا نشینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
من همان صندوق اسرارعلوم ذوالجلالم   
نیست در ملک خـدای لایزال خود زوالم   
سرکشان علم گردیدنـد یکسـر پایمالم   
لال گردیدند پیش منطق علـم و کمـالم   
  پنج حجت را به فرمان الهی جانشینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
داغ‌هــا دیــدم ز اولاد پیمبــر صبــر کردم   
ظلم‌ها دیدم ز منصـور ستمگر صبر کردم   
خصم درکاشانه‌ام افروخت آذر صبر کردم   
مثــل بابایــم علی مانند مادر صبر کردم   
  حبس شد در سینۀ سوزان شرار آتشینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
بــرد بــا پــای پیــاده خصــم ســوی قتلگاهم  
دست بسته،سربرهنه،درهمان شام سیاهم   
لب فروبستــم، ولیـکن بـر فلک می‌رفت آهم   
بــود فرزنــدی زهــرا و علــی تنهـــا گنـــاهم   
  زخم‌هــا از طعنه‌ها آمـد به قلب نازنینم
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
حق من این بود کزحقم همه محروم باشم  
همچو جد خود امیرالمؤمنین مظلوم باشم   
با همـه قــدر و جلالم تـا ابـد مغموم باشم   
با هزاران غصـه از زهر جفـا مسموم باشم   
  هم بسوزم هم شود خاموش آوای حزینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
من که برتــر باشـد از اوج گمــان، جـاه رفیعم   
من که خلقت رامطاعم،من که خالق رامطیعم   
من که در روز قیــامت اهـل محشـر را شفیعم   
حــق نــدارد کس نهــد صوـرت به دیوار بقیعم   
  نظم «میثم» گشته فریاد دل اندوهگینم 
  من ششم مولای خلق اولین و آخرینم 
صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : دوشنبه 2 شهریور 1388
آخرین بازدید : جمعه 1 شهریور 1398
تعداد بازدید کننده : 2088
دفعات مشاهده : 2187
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

عیدالله الاکبر/ عید غدیر

ترجمه منظوم خطبه غدیر / سروده استاد غلامرضا سازگار (9)

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

روز غدیر خم برترین عید امت من است. روز غدیر روزی است که خداوند متعال به من دستور داد برادرم علی بن ابیطالب را به عنوان نشانی برای امتم منصوب کنم که بعد از من به واسطۀ او راه راست را بیابند و بپیمایند. روز غدیر روزی است که خداوند در آن روز دین را به کمال رساند، و نعمت را بر امتم تمام کرد، و دین اسلام را برای آنان برگزید.

(البحار: جلد 97، صفحۀ 110)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک