ولادت حضرت عباس علیه السلام

ای نخـل ادب، ثمـــر مبارک!      وی بحر شرف، گهر مبارک!
ای شمس ولا، قمـر مبارک!   ای طور علی، شجر مبارک!
ای عشق و وفا، پدر مبارک!   ای شیر خـدا، پسر مبارک!
میــلاد حسیـن دیگر آمـد
الحق که دوباره حیدر آمد

این کیست؟برادر حسین است      ایـن شیـر دلاور حسیــن است
ایـن پـــارۀ پیـکــر حسین است     این ساقی ساغرحسین است
ایــن روحِ مطهـــر حسین است   فــرمـاندۀ لشکـر حسین است
ایـن مـــاه امیـرمؤمنین است
این صورتِ صورت آفرین است

حیدر،گل و این پسر،گلاب است      مـه بــر ســر دستِ آفتاب است
از نــور، بـه صـورتش نقـاب است   سـر تـا بـه قــدم، ابـوتراب است
ســـردارِ رشیــدِ انـقــلاب اسـت   در دست پدر به پیچ و تاب است
اشکش همه جاری از دو عین است
چشمش همه حال بر حسین است

شیـریـن لــب و شــــور آفــریده     از دیده و دست، دل بریده
مـــرغ دلــش از قفـس پـــریـده      آوای حسـیـن را شنـیـــده
خون در دل و اشک،در دو دیده   پیـــراهـن صبــــر را دریــده
آهنگ وصال یــار دارد
بـا خون خدا قرار دارد

آغــوش علــی بـــوَد مقــامش      از حضـرت فـاطمه، سلامش
مــا ســائـل و او کــرم مرامش   او ساقی و چشم ماست، جامش
عشق و ادب و وفاست،نامش   بگـرفت چـو در بـغــل امامش
دیـدند دو مـهر منجلی را
رخسار محمـد و عـلی را

عبـاس همـان عـزیـز زهراست      عطشان لب او همیشه دریاست
او مــاه ستــارگـان صحـراست   فــرمانـده و پــاسدار و سقاست
دور از شهدا، اگر چه تنهاست   تــا حشــر، چـراغ انجمـن‌هاست
دل، مشت گِلی ز کربـلایش
جــان، زائــــرِ گنـبـدِ طلایـش

دریـا چـو کفش کرم ندارد      بــی او کـه حـرم حرم ندارد
اسلام بـه کف علم نـدارد   تا هست، حسین غم ندارد
در بیـن سپــاه، کم نـدارد   بــاک از عــرب و عجم ندارد
او شیـر خــدای را بــــود شیـر
فرزند کرامت است و شمشیر

ای حیـدر حیـدر ولایـت!      ای صـاحب سنگر ولایت!
ای حامی و یاور ولایت!   سرلشگر بی سر ولایت!
فــرزنـد و بـــرادر ولایت!   عبــاس دو مـــادر ولایت!
تـو چــار امام را معـینی
از روز نخست، یار دینی

ماه شهدا،به نی سر توست      قــرآن حسین، پیکـــر توست
بــاب همه انبیــا دَرِ تــــوست   آغوش حسین،سنگر توست
دریا نگهش بـه ساغر توست   خــون گلــوی تـو کوثر توست
سردار سپاه دین به هر عصر
تنهــا رجـــز تـــو ســورۀ نـصـر

ای بحـر ز آتـش تو بی‌تاب!      ای آب هـــم از خجـــالتت آب!
سر تـا قدمت حقیقت نـاب   ابروی تو عشق راست محراب
مــا بندۀ کوچک و تـو ارباب   دریــا گــوید: مــــرا تـــو دریـاب
من آبم و تشنۀ تـو هستم
سقــای حرم! بگیـر دستم

مــا و کــرم تـو یا اباالفضل      طـوف حـرم تـو یا اباالفضل
خــاک قــدم تو یا اباالفضل   دریــای غــم تو یا اباالفضل
مــرهون دم تـو یا اباالفضل   زیــر علـــم تــو یا اباالفضل
ای عــالم و آدمت سپاهی!
بر"میثم" خویش هم نگاهی

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 28 تیر 1388
آخرین بازدید : شنبه 24 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 1395
دفعات مشاهده : 1444
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

فرصت ها و آسیب های مداحی از زبان استاد غلامرضا سازگار

حضرت امام حسین(علیه السلام)/شعر و اجرا؛ محمود حبیبی کسبی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک