در ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

مــادر زهـرا ســلام حـق بـه تـو مـادر              فــاطمــه آورده ای بــرای پیمبــر
سیب بهشت خـداست در کـف دستت   کـآیـد از او بـوی ذات خـالـق اکبـر
بیـت نبـــوت نــداشت مثــل تو بانو   مـادر گیتـی نـزاده مثـل تو دختـر
عقـل به حیـرت فتـاده اینکـه تـو زادی   حضـرت زهراست یـا محمـد دیگـر
دستـه گــل آورده انـد خیـل مـلایـک   بهــر تــو از آیــه های سورۀ کـوثر
مخــزن غیــب خــدای عـــزوجـل را   گــوهـر نـابی نبـودی از ایـن بهتـر
اینکــه تـو زادی بـــود تمـام محمــد   وینکـه تـو داری بود بتـول مطهــر
لیلـۀ قــدرت مبـــارک اســت خدیجه   قدر بـدانش بـه حـق خــالـق اکبـر
طینتـش از میـــــوه بهشــت الـهـی   قابله اش مریم است و ساره و هاجر
سینــۀ مـوسـاست طـور معـــرفت او    روح مسیحا کشد بـه محضـر او پـر
حبـل متیـن نجـات مــاست همــانـا   رشته ای از چادرش به عرصۀ محشر
فاطمـه یعنـی تمـــام صــورت قــرآن   فـاطمـه یعنـی کمـال احمد و حیدر
هرچه فشـانند دُر، کم است به وصفش   خواجـۀ اَسـرا مگــر فشـاند گـوهـر
کـوثـر و طـاها و قــدر و نـور بخوانید   کـآمـده در شـأن او ز حضــرت داور
شـک نکند کس، حقیقتی است مسلّم   اینکـه به او متکی است، فـاتح خیبر
گــردون بی نـام اوست، پـایش در گل   خلقت بی مهر اوست، خاکش بر سر
تــا کـه شـود جـای پـای فضــۀ زهرا   رشک بـرد بــر مدینـه وادی مشعـر
دخـت پـدر پــرور اســت و امّ ابیـهـا   بلکه فِـداهـا بـه وصـف اوست مکرر
احمـد گـویـد مـــراست، روح دو پهلو   حیدر گوید مـراست، همــدم همسر
خـالـق گــویـد مـراست گـوهر مکنون   قـرآن گــوید مــراست ســورۀ کوثر
حــوا گـویـد مــراست فـاطمه بــانـو   مـریم گوید مــراست فـاطمـه رهبر
بــر در بیــت الــولاش بــرده تـوسل   جن و ملک سر به سر ز ایمن و ایسر
قدر و شرف بین کـه پنج بار شب و روز   احمـد مـرسل کنـد زیــارت این در
دل بــرد از صــد هـزار یـوسف مصری   گـر نظـری افکنــد به صـورت قنبـر
ملـک الهــی پـــر از ذَراری زهــراست   تا که شــود کـور چشـم دشمن اَبتر
کیست به جـز او که زینـب آرد و کلثوم   کیست که چـون او شُبیر زاید و شبّر
ای صلـــوات خـدا و خلـــق همـــاره   بــر تو و نســـل مطهــر تو سراسر
دختـــر پیغمبـــری و مـــادر بــابــا   ای پــدر و مـادرم فـدای تـو دختـر
عطــر بهشـت خـداست در نفـس تـو   روح محمــد زبـوی تـوست معطــر
تـو ز علـی هستـی و علـی بــود از تـو   ختـم رسـل عـاشق شما زن و شوهر
گـر همـه هفـت آسمان شـوند صحیفه   مـدح تـو نــاید ز خلـق اول و آخـر
ملک وجـود از قــدوم تــوست مصفـا   بــاغ جنــان بـا تبسـم تــو منــور
عـالم هستــی فنــا و نـور تــو بــاقی   صـادر اول خـدا، وجـود تـو مصـدر
روزی "میثم" ثنـای توست هماره
لطف تواش بوده از نخست مقدر

صدف نبوت 2- غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : یکشنبه 6 اردیبهشت 1388
آخرین بازدید : یکشنبه 31 شهریور 1398
تعداد بازدید کننده : 2517
دفعات مشاهده : 2642
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه خبر داغ با صدای شهروز حبیبی

محمود کریمی/ شعری برگرفته از یک ماه خون گرفته 13

محمود کریمی/نوحه‌ای برگرفته از یک ماه خون گرفته 12

شام غریبان.بیت رهبری/ محمود کریمی. شعر: استاد سازگار

قال زین العابدین علیه السلام

هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین (ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد.

 (میزان‌الحکمة: 4265) 

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک