عبدالله بن الحسن علیه السلام

روح والای عبــــادت بــــه ظهــور آمـده بود     یــا کـــه عبــدالله در جبهـه نــور آمده بود
کــربـلا بـــود تمــاشــاگــر مــاهی کز مهر   یــازده لیلـه قـــدرش بــه حضور آمده بود
یــــازده عیـد بـه ابــــروی هلالیـش هـلال   تــا بــه قــربانگه جـانان به سرور آمده بود
یـــازده برگ، گل یاس حسن بیش نداشت   کــه بــه گلـزار شهادت به ظهور آمده بود
یـــوسـف دیگــــری از آل علـــی کـز رخ او   چشـم یعقــوب زمـــان باز به نور آمده بود
بــاغبان در ورق چهــره گــــرمــــازده اش   گلشن حُسـن حَسـن را به مرور آمده بود
صــورتـش صفحـه بـــرجستـه قـرآن کریم   صحبتش نــاسخ تـــورات و زبــور آمده بود
بی کـلاه و کمـر از خیمـه بـه صحرا رو کرد   بـس کـه از تـاب تجـلی به سرور آمده بود
قتلگـه طـور و حسین بن علی همچـو قتل   بــه تمـاشـای کلیـم الله و طـــور آمده بود
لَـن تَـــرانی نشنید از اَرِنـی گفتن خـویش   پــاسخش چــون ز خـداوند غفـور آمده بود
بــه طـــواف حـــرم عشـــق ز آغوش حرم   دل ز جان شسته به شیدایی و شور آمده بود
طفـل نوخاسته و خـاسته از جـان و جهان   آسمــان زین همه غیرت به غرور آمده بود
عجـب از ایـن همـه مستی چو برادر را دید   که چه ها بر سرش از سم ستور آمده بود
قتلگه طور و حسین بن علی هم چو کلیم   بـــه تمــاشـای کلیم الله و طــور آمده بود
ایـن یـک آیینـه حُسـن آن دگــر آیینه لطف   زیـن دو آیینـه روان چشمـه نــور آمده بود
ســر ایــن آینـــه، آن آینــه بر سینه گرفت    زآن سر و سینـه محبت به ظهور آمده بود
بر دل و پهلوی این عاشق و معشوق دریغ
نیـــزه و تیــــر ز نـــزدیک و ز دور آمده بود

تاریخ ارسال : دوشنبه 7 بهمن 1387
آخرین بازدید : دوشنبه 25 شهریور 1398
تعداد بازدید کننده : 1906
دفعات مشاهده : 1957
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه خبر داغ با صدای شهروز حبیبی

محمود کریمی/ شعری برگرفته از یک ماه خون گرفته 13

محمود کریمی/نوحه‌ای برگرفته از یک ماه خون گرفته 12

شام غریبان.بیت رهبری/ محمود کریمی. شعر: استاد سازگار

قال زین العابدین علیه السلام

هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین (ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد.

 (میزان‌الحکمة: 4265) 

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک