موسسه هنر و ادبیات هلال

حضرت علی اکبر علیه السلام

ای مصحــف پــاره پــارۀ مــن     خورشید و مه و ستارۀ من
داغـت بــه جگــر شــرارۀ من     ثــارالله و ابـــن ثـــارۀ مـــن
آیــات جــدا جــدا ز شمشیـر
یکسر شده نقطه نقطه از تیر

رخساره بـه خاک هشتۀ من     آیــات بــه خـون نوشتۀ من
تسبیــح بریــده رشتــۀ مـــن     چشمی بگشـا فرشتۀ من
کی کشت تو را؟ بگو چرا کشت؟
هم کشت تو را و هـم مرا کشت

ای ماه به خون شده خضابم     ای کــرده غـــروب آفتـــابم
ای العطـش تــو کــرده آبـــم     بگشــای لـب و بده جـوابم
با دیدۀ بسته کن اشاره
یـک یــا ابتــا بگــو دوباره

تو هست منی، مرو ز دستم     لب باز کن و بگو که هستم
بـالای سـرت ز پــا نشستـم     یک باره خمیدم و شکستم
در موســم دستگیـری من
بشکست عصای پیری من

فــرق تــو، کتــاب محکـم تو     چشـم تــو، حدیـث زمـزم تو
تقدیــم خــدای مــن، دم تو     هــر زخــم دوبــاره مرهم تو
یک کشته و سی هزار قاتل
ای وای به من، بسوز ای دل

نـازک بـدنت ز تیــر دشمن     گردیده چوحلقه های جوشن
زخم تو دهن گشوده بر تن     لبخنــد زنــد بـــه گریـــۀ مــن
گردیــده تـن تـو اربا اربا
مثل دل چاک چاک بابا

زخم تو چو لاله های چیده     اعضــات چــو حنجـــر بریـــده
تو مثل مه به خون کشیده     مــن مثــل هــلال نو خمیــده
وقتی که صدات را شنیدم
یک لحظـه هـزار داغ دیدم

بر زخم توخون دل فشاندم     فریـــاد بـــه آسمــان رساندم
بالای سر تو روضه خواندم     تـو رفتـی و مـن غـریب ماندم
آیینـــــۀ مــــن چــــرا شکستـــی
همچون دل من به خون نشستی

بی تو نفس است آه سردم     چون شمع، میان جمع فردم
بهــر تــو بلنــد گریــه کــردم     خوب است به خیمه برنگردم
بنشینم و در بــرت بگیـرم
تا بر سر کشته ات بمیرم

زخم تو عنایت هو الهوست     داغ تو گلی است هدیه بردوست
جـان تو نثار حضرت اوست     بردوست رضای دوست نیکوست
"میثم"هدفش رضایت ماست
دلبـاختــــۀ ولایـــت مـــاسـت
تاریخ ارسال : سه شنبه 10 دی 1387
آخرین بازدید : چهار شنبه 28 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 1271
دفعات مشاهده : 1305
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

"امیری حسین و نعم الامیر"با نوای حاج محمود کریمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک