خلیل بی تبر


ای ابر مرد عالم خلقت
رکن ارکان محکم خلقت
ای ولی خدا و جان رسول
پدر کل دودمان رسول
وصفت این بس که ذات لم یزلی
گفت اعلا منم، علی است علی
روح تو روح احمد است علی 
تو محمد ، محمد است علی
این شنیدم چو خواجة لولاک
به سما برگذشت از سر خاک
پای بر اوج نه فلک بگذاشت
رفت آنجا که وهم راه نداشت
رفت جایی که بود فوق وجود
غرق گردید در هوالموجود
در فروغ جمال ذوالمننش
لرزه افتاده بود بر بدنش
خالق لم یزل نگاهش داشت
دست رحمت به شانه اش بگذاشت
تو برای شکستن بت ها
پا نهادی به جای دست خدا
تو نبی را تمام جان و تنی
تو به دوش رسول بت شکنی
تو فراتر ز وهم هر بشری
حیدری یا خلیل بی تبری
هر بتی کز ارادة تو شکست
یا علی گفت و دل به مهر تو بست
همه بت ها به سجده افتادند
همه برتو سلام می دادند
جز تو نفس نفیس احمد کیست
ساقی کوثر محمد کیست
به تو رفعت گرفت میکاییل
زتو تعلیم یافت جبراییل
تو درخشنده ای چو بدر به بدر
تو شرف داده ای به لیلة قدر
تو نود زخم در احد دیدی
باز دور رسول گردیدی
تو همانا حیات قرآنی
آل عمران و نور و فرقانی
کرم از بذل تو کرم گردید
حرم از فیض تو حرم گردید
تو خدا را به چشم دل دیدی
تو به قرآن حیات بخشیدی
تو به هر عصر رهبر همه ای
تو همانا امام فاطمه ای  سلام الله علیها
تو تمام علوم را زبری
تو هماره ز علم پیشتری
تو همان شمع انجمن هایی
همه جا بین جمع تنهایی
تو همان راز ناشناخته ای
که همه خلق را شناخته ای
نخل ها تشنة دعای تو اند
چاه ها عاشق صدای تو اند
شمع معراج مصطفایی تو
یا چراغ خرابه هایی تو
هم کلام خدای حی قدیر
هم نشین و رفیق پیر فقیر
مهر تو می برد زدشمن دل
کرده بودی سفارش قاتل
تا گل از قلب خاک می روید
مسجد کوفه یا علی گوید
مهربانی همان سلالة توست
گل زخم هزار سالة توست
عدل و آزادگی رسالت توست
باعث قتل تو عدالت توست
عدل را داده ای تو استقلال
به دلیل چراغ بیت المال
گرچه فرقت شکافت تا ابرو
مسجد از خون تو گرفت وضو
به دعا دادی از دعا پرواز
به نمازت نماز برد نماز
به تو توحید و عدل زیست علی
به تو شمشیر خون گریست علی
آسمان خسته بود از غم تو
زخم شمشیر گشت مرهم تو
همه مشتاق وصل یار شدی
تا به شمشیر رستگار شدی
خون تو اشک چشم بینش بود
زخم تو زخم آفرینش بود
داغ تو داغ انبیا همه بود
داغ قرآن و داغ فاطمه سلام  الله علیها بود
ای فلک مسند خرابه نشین
ای همه آسمان به خاک زمین
نان و خرما به دوش در دل شب
فقرا را چراغ محفل شب
آن یتیمی که دل به مهر تو باخت
پدرش بودی و تو را نشناخت
به تو و غربتت قسم مولا
ناشناسی هنوز هم مولا
تا نفس از نهاد برخیزد
اشک "میثم" به مقدمت ریزد

تاریخ ارسال : شنبه 23 شهریور 1387
آخرین بازدید : سه شنبه 14 مرداد 1399
تعداد بازدید کننده : 1960
دفعات مشاهده : 1991
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود ولادت حضرت امام هادی (علیه السلام)

سرود عید سعید غدیر

علی بن ابیطالب علیهماالسلام

عید غدیر، عیدالله الاکبر

قال الهادی علیه السلام

فروتنی آن است که با مردم چنان باشی که دوست داری با تو چنان باشند.

(المحجة البیضاء، جلد 5، صفحۀ 225)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک