موسسه هنر و ادبیات هلال

خرابه ی شام

شب و خورشید وآشیانه ی من     نورباران شده است خانه ی من
طَبَـقِ نـور شـد در ایـن دل شب     پـاسـخ گریــه ی شبــانه ی من
بوی بابا رسد مرا به مشام
ابتـا مرحبـا! سـلام، سـلام

مصحفِ روی دست من سرتو است     هیفـده آیــه نقـش منظــر تــو است
زخــم هـــای ســــر بـریـــده ی تــو     شـاهد زخـم هــای پیکــر تــو است
در رگ حنجــر تو دیده شده
که سرت از قفا بریده شده

تــو نبــودی فــراق آبـــم کرد     عمـه بیدار ماند و خوابم کرد
صــوت قــرآن تــو دلــم را برد     لب خشکیـده ات کبابـم کرد
ای علی بر لب تو بـوسه زده!
چوبِ کی برلب تو بوسه زده؟

تـا بــه رویـت فتــاد چشــم تـرم     پاره شـد مثـل حنجــرت جگــرم
خواستم پا نهی به دیده ی من     پس چــرا بــا سـر آمدی به برم
دامن دخـت داغدیـده ی تـو
گشت جای سر بریده ی تو

طفل قامت خمیده دیده کسی؟!     مثل من داغدیده، دیده کسی؟!
بـــر روی دســت دختـــر کوچـــک     سـر از تـن بریــده دیـده کسی؟!
من نگویم به من تبسّم کن
بـا نگـاهت کمـی تکلّـم کن

ماهِ درخاک وخون کشیده ی من!     گـل ســرخ ز تیـغ، چیــده ی من!
کــاش جــای سَــر بریـــده ی تــو     بــود اینجـــا سَـــر بُریــده ی مـن
نیــزه بــر صــورتِ تــو چنگ زده
کی به پیشانی تو سنگ زده؟

هـر کجـا از تـو نـام می بردم     از عـدو تازیانــه می خــوردم
وعــده ی مـا خرابه بـود ولی     کـاش در قتلگـاه می مــردم
به خدا شامیان بدند، بدند
تو نبـودی مــرا زدنـد، زدنـد

کودک وحی کی حقیــر شود؟     طفـل آزاده چـون اسیــر شود؟
از تو می پرسم ای پـدر! دیدی     دختــر چــار سالــه پیــر شود؟
قـامت خــم گــواه صبــر من است
گوشه ی این خرابه قبر من است

حیـف از ایـن لـب و دهـن باشد     که بـر او چوب بوسـه زن باشد
دوست دارم که وقت جان دادن     صـورتت روی قلــب مــن باشـد
اشک تو جاری از دو عین من است
بوسـه ی مـن شهادتین مـن است

شامیــان گریــه ی مـرا دیدند     همگـی کـف زدنـد و خندیدند
مـن گـل نوشکفتـه ای بــودم     همـــه بــا تازیــانه ام چیدنــد
تازیانـه گـریست بـر بدنـم
بدنم گشت رنگ پیرهنـم

همــه عالـم گـریستند به من     همچــو میثم گـریستند به من
دل تنگ عــدو نســوخت ولی     سنگ ها هم گریستند به من
گریـه بایــد بــرای غـربت من
که شود این خرابه تربت من

تاریخ ارسال : سه شنبه 12 آذر 1387
آخرین بازدید : چهار شنبه 28 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 1179
دفعات مشاهده : 1212
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

"امیری حسین و نعم الامیر"با نوای حاج محمود کریمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک