اشعار استاد غلامرضا سازگار ویژه ولادت حضرت امام رضا علیه السلام

 

*عالم آل محمد صلوات الله علیهم          برگرفته از کتاب صیام تا قیام 1 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای عرشیان به شهر خراسان سفر کنید

شب را در این بهشت الهی سحر کنید

با زائرین این حرم الله سر کنید

مدح رضا چو آیۀ قرآن ز بر کنید

عید بزرگ شیعۀ آل پیمبر است

میلاد هشتمین حجج الله اکبر است

 

ای دل بگیر جان و به جانان نظاره کن

بر چهرۀ حقیقت ایمان نظاره کن

یک لحظه بر تمامی قرآن نظاره کن

در دست نجمه نجم فروزان نظاره کن

میلاد پارۀ تن زهرا و احمد است

شمس الشموس عالم آل محمد است

 

این مظهر جمال خداوند اکبر است

آیینۀ تمام نمای پیمبر است

خورشید نجمه یا مه افلاک پرور است

قرآن روی سینۀ موسی ابن جعفر است

بر خلق آسمان و زمین مقتداست این

جان رو نما دهید که روی خداست این

 

روشن هزار سینۀ سینا به نور او

چشم هزار موسی عمران به طور او

صف بسته اند خیل رسل در حضور او

دل بحر بی کرانه ای از شوق و شور او

ریزد برات عفو خدا از نظاره اش

دوزخ بهشت می شود از یک اشاره اش

 

هر قامتی که سرو لب جو نمی شود

هر صورتی که وجه هوالهو نمی شود

هر پادشه که ضامن آهو نمی شود

هرکس که نام اوست رضا، او نمی شود

در طوس پارۀ تن احمد بود یکی

آری رئوف آل محمد بود یکی

 

ای خلق خاک پای تو یا ثامن الحجج

جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج

قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج

ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج

دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست

تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست

 

گردون هماره دور زند در طریق تو

خورشید خشت گوشۀ صحن عتیق تو

با آن همه کرامت و لطف دقیق تو

خود را شمرده اند گدایان رفیق تو

دستی که دست لطف خدا می شود تویی

شاهی که خود رفیق گدا می شود تویی

 

یکسان بود به وقت عطای تو خاص و عام

فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام

سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام

پیش از سلام زائر خود را کند سلام

پیوسته دست بر سر زوار می کشی

تو کیستی که ناز گنه کار می کشی

 

پاییز بوستان دل ما بهار توست

در شهر طوسی و همه عالم دیار توست

گل بوسۀ امام زمان بر مزار توست

شیعه به هر کجا که رود در کنار توست

چشم و چراغ و محفلم اینجاست یا رضا

هر جا سفر کنم دلم اینجاست یا رضا

 

شرمنده ام از این که بپرسند کیستم

از ذره کمترم نتوان گفت چیستم

در پرتو کرامت خورشید زیستم

روزی که نیستم به کنار تو نیستم

با یک دم تو صبحدم عید می شوم

در آفتاب صحن تو، توحید می شوم

 

گل از نسیم صبح بهشت تو بو گرفت

خورشید پیش روی تو از شرم رو گرفت

ماه از فروغ خشت طلایت وضو گرفت

بی آبرو ز خاک درت آبرو گرفت

من دور گندم کرم تو کبوترم

ردم نکن که از همه بی آبروترم

 

ای نقش دیده و دل ما جای پای تو

روح الامین کبوتر صحن و سرای تو

مضمون بده که از تو بگویم برای تو

"میثم" کجا و گفتن مدح و ثنای تو

راهم بده که ذاکر ناقابل توام

انگار اینکه خاک ره دعبل توام


 

*سرود میلاد حضرت امام رضا علیه السلام       برگرفته از کتاب صیام تا قیام 1 / استاد غلامرضا سازگار

 

امشب گردد مرغ دلم دور رخسار رضا

چشم موسی‌ابن‌جعفر است محو دیدار رضا

مرآت حسن احمدی مولا مولا خوش آمدی

یابن‌الزهرا خوش آمدی یابن‌الزهرا خوش آمدی

 

شمس هدایت رضا جانم، نور ولایت رضا جانم

بحر عنایت رضا جانم،جان به فدایت رضا جانم

مولا مولا رضا جانم مولا مولا رضا جانم

 

امشب عروس فاطمه آورده قرص قمر

خورشید از طور موسوی تابیده وقت سحر

ای نور حی ذوالمنن مولانا یا ابالحسن

مرآت حسن احمدی مولا مولا خوش آمدی

یابن‌الزهرا خوش آمدی یابن‌الزهرا خوش آمدی

 

روح نمازم رضا جانم راز و نیازم رضا جانم

فخر حجازم رضا جانم من به تو نازم رضا جانم

مولا مولا رضا جانم مولا مولا رضا جانم

 

ای کامل از ولادتت ایمان اهل ولا

ایران از فیض مقدمت ایمن گشته ز بلا

چشم و چراغ ما همه خورشید آل فاطمه

مرآت حسن احمدی مولا مولا خوش آمدی

یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا خوش آمدی

 

حسن خدایی رضا جانم مشگل گشایی رضا جانم

شمس الضحایی رضا جانم پناه مایی رضا جانم

مولا مولا رضا جانم مولا مولا رضا جانم

 

ای ایران در جوار تو رشک گلزار بهشت

روز اول گل مرا حق با مهر تو سرشت

مرآت حسن احمدی مولا مولا خوش آمدی

یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا خوش آمدی

 

باب المرادم رضا جانم خیرالعبادم رضا جانم

روح الفؤادم رضا جانم دل به تو دادم رضا جانم

مولا مولا رضا جانم مولا مولا رضا جانم

 

مهرت آب بقای من عشقت ایمان من است

خاک زوّار تو شدن عهد و پیمان من است

مرآت حسن احمدی مولا مولا خوش آمدی

یابن الزهرا خوش آمدی یابن الزهرا خوش آمدی

 

تمام هستم رضا جانم عهد الستم رضا جانم

دل به تو بستم رضا جانم سوی تو دستم رضا جانم

مولا مولا رضا جانم مولا مولا رضا جانم


 

*در ولادت حضرت رضا علیه‌السلام                   برگرفته از کتاب صیام تا قیام 2 / استاد غلامرضا سازگار

 

بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای

وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای

در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای

یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای

از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای

گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟

با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای

در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای

 

این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است

این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است

تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است

این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

این شه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست

این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست

 

بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این

بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این

قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این

من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این

جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این

شمع جمع انبیا در بزم امکان است این

لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل

بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل

 

ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش

آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش

ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش

حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش

جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش

عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش

موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین

آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین

 

چار صحن او پناه چار رکن عالم است

گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است

گنبد زرین او خورشید ماه مریم است

پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است

در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است

شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است

خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند

انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند

 

سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب

آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب

جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب

از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب

پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب

باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب

بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند

از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند

 

از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو

بار خیل انبیا افتاده در دربار تو

من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟

خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو

می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو

گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو

هرچه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا

من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا

 

رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟

از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی

زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی

همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی

نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی

قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی

این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما

عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما

 

کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا

در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا

من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا

تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا

بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا

هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا

تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت

میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت

 

من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا

بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا

با تولای شما دادند شیرم یا رضا

وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا

بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا

لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا

هر چه بودم هر چه هستم«میثم» کوی توام

از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام


 

*توسل به حضرت رضا علیه‌السلام                    برگرفته از کتاب صیام تا قیام 2 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای رأفت تو رأفت ذات خدا رضا

از پای تا به سر علی مرتضی رضا

نامت از آن رضاست که در عرصۀ حساب

حق نیست بی‌رضای تو از کس رضا، رضا

هر کس که بیشتر کرمش می‌رسد به خلق

او بیشتر برد به درت التجا رضا

عیسی صفای روح گرفته در این حرم

موسی ستاده بر در تو با عصا رضا

از روضۀ مقدس تو می‌وزد نسیم

تا باغ خلد، با نفس انبیا رضا

جوشد زبس اجابت از این آستان قدس

گم می‌شود کنار ضریحت دعا، رضا

آغوش خود گشوده برای خوش‌آمدش

از هر دری که سوی تو آید گدا، رضا

خود پیشتر ز خواندن اذن دخول من

بر من نگاه کردی و گفتی بیا رضا

در کوی تو ز بس که رؤفی تو، زائرت

داند ثواب، اگر چه بیارد خطا، رضا

من شرم می‌کنم که بیایم در این حرم

تو می‌زنی مرا ز کرامت صدا، رضا

آید به گوش دل ز طپش‌های سینه‌ام

دائم صدای زمزمۀ یا رضا رضا

در آستان قدس تو انگار می‌کنم

گردیده قسمتم سفر کربلا رضا

نشناختم، امام زمان زائر تو بود

کردم سلام و داد جواب مرا رضا

با آنکه شهریار همه عالمی، کسی

مثل تو نیست با فقرا آشنا رضا

یک بار اگر کند به خراسان زیارتت

بر بازدید زائرت آیی سه جا رضا

اول به خُلد فاطمه گوید جواب او

هر کس صدا زند ز ره صدق «یا رضا»

مولای من به جان جواد الائمه‌ات

دست مرا بگیر، برای خدا رضا

دست مرا گرفتی و سوگند می‌خورم

آقاتری از اینکه نمایی رها رضا

زوار چون به سوی حریمت سفر کنند

باید که جان دهند به گنبد نما رضا

هر کس به عمر خود شده مأنوس با کسی

«میثم»گرفتـه انس بـه مهـر شما، رضا


 

*امام رضا علیه‌السلام                برگرفته از کتاب صیام تا قیام 2 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای شمع محفل‌ها رضا ای قبلۀ دلها رضا

حلال مشکل‌ها رضا جانم رضا جانم رضا

انوار قرآنم تویی، توحید و ایمانم تویی

قلب خراسانم تویی جانم رضا جانم رضا

ای نور چشم مصطفی، سر تا قدم مهر و وفا

ذیقعده را دادی صفا جانم رضا جانم رضا

دردانۀ موسی تویی جانم رضا جانم رضا

یاسین تویی طاها تویی جانم رضا جانم رضا

جود و کرم فرزند تو جن و ملک پا بند تو

شاه و گدا خورسند تو جانم رضا جانم رضا

ای نجمه محو روی تو، ای چشم موسی سوی تو

ای عطر جنت بوی تو جانم رضا جانم رضا

بر سنگ تو سر می‌زنم در کوی تو در می‌زنم

بر بام تو پر می‌زنم جانم رضا جانم رضا

دارم به کویت التجا، آورده‌ام روی رجا

باز آ به دیدارم سه جا جانم رضا جانم رضا

من خار گلزار توام، من عبد دربار توام

من خاک زوار توام جانم رضا جانم رضا

عشقم تویی شورم تویی، نارم تویی نورم تویی

خلدم تویی حورم تویی جانم رضا جانم رضا

عشق تو باشد دولتم، خاک تو مهر تربتم

تا پا نهی بر صورتم جانم رضا جانم رضا

 


 

*سرود میلاد حضرت رضا علیه‌السلام                برگرفته از کتاب صیام تا قیام 2 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای یوسف فاطمه ای شمع جمع همه

یا ثامن الائمه

ای به نبی پارۀ تن میلادت مبارک

سیدنـا ابـاالحسن میلادت مبارک

ای شمس ولایت خورشید هدایت

ای جانها فدایت

 

ای مظهر هو یا رضا میلادت مبارک

ضامن آهو یـا رضا میلادت مبارک

یا معین الضعفا خوش آمدی خوش آمدی

یا غریب الغربا خوش آمدی خوش آمدی

 

ای بضعۀ محمد     چشم و چراغ احمد     حجت حی سرمد

دستــه گلـی میـلادت مبـارک

تمام حسن احمدی میلادت مبارک

یا معین الضعفا خوش آمدی خوش آمدی

یا غریب الغربا خوش آمدی خوش آمدی

 

ایمان بر تو نازد     قرآن بر تو نازد      ایران بر تو نازد

عـالم آل فـاطمه میلادت مبارک

باب الحوائج همه میلادت مبارک

یا معین الضعفا خوش آمدی خوش آمدی

یا غریب الغربا خوش آمدی خوش آمدی

 

ای قرآن نجمه     ای رضوان نجمه   ای جانان نجمه

تویی شفیع دو سرا میلادت مبارک

حج تمـام فقـرا میـلادت مبارک

یا معین الضعفا خوش آمدی خوش آمدی

یا غریب الغربا خوش آمدی خوش آمدی

 

ای هشتم امامم    بر جانت سلامم    من بر تو غلامم

ای همۀ ولایتم میلادت مبارک

خورشید هدایتم میلادت مبارک

یا معین الضعفا خوش آمدی خوش آمدی

یا غریب الغربا خوش آمدی خوش آمدی

 

ای تاجت به تارک   ای روحِ «تبارک»           میلادت مبارک

تویی تمام هستی‌ام میلادت مبارک

روح خدا پرستی‌ام میلادت مبارک

یا معین الضعفا خوش آمدی خوش آمدی

یا غریب الغربا خوش آمدی خوش آمدی


 

*دوازده‌بند در ولادت و مدح حضرت رضا علیه‌السلام     برگرفته از کتاب صیام تا قیام 3 / استاد غلامرضا سازگار

 

بند اوّل

یم توحید! گوهر آوردی

شجر نور! نوبر آوردی

مه ذیقعده! چشم ما روشن

که ز خورشید بهتر آوردی

نجمه ای مادر امام رضا

تو علی یا پیمبر آوردی

پسری بهتر از همه پدران

بهر موسی‌بن‌جعفر آوردی

حرم الله را چو بنت اسد

حجةالله اکبر آوردی

نام فرزند خود علی بگذار

تا ببینند حیدر آوردی

چارده روح پاک را امشب

در یکی پاک‌پیکر آوردی

این پسر مثل مادرش زهراست

پــارۀ پیکـر رسـول خـداست

 

بند دوّم

آفرینش تن است و او جانش

پدر و مادرم به قربانش

چشم حور و ملک به ماه‌ رخش

دست جن ‌و بشر به دامانش

می‌زند بوسه موسیِ جعفر

بر سراپای همچو قرآنش

گوهر هفت ‌بحر نور است این

که بوَد چار درّ غلطانش

پورموسی که بحر عرض ادب

آید از طور، پور عمرانش

ملک هستی بوَد مدینۀ او

قلب امکان بوَد خراسانش

پی عرض سلام از دل کوه

سنگ آید به سوی ایوانش

می‌گریزد شتـر ز قربانگاه

تا که آرد بر این مزار پناه

 

بند سوّم

بوی ریحان عطر و عود آید

روح توحید در وجود آمد

گوش جان را به لحن جبراییل

برهمه خلق این سرود آمد

که جمال خدا تجسّم یافت

غیب درکسوت شهود آمد

با طلوع مه جمال رضا

هرچه پیدا نبود و بود آمد

ماه احمد به دامن نجمه

با جمال خدا فرود آمد

ذات خالق به خویش تحسین کرد

خلقت آن لحظه درسجود آمد

عید میلاد ضامن آهوست

که به وی از خدا درود آمد

مرحبا نجمه احمد آوردی

هم علی هم محمّد آوردی

 

بند چهارم

به چنین ماه‌ و منظرش صلوات

به جمال منورش صلوات

نجمه آورده جان پاکی را

که به جسم مطهرش صلوات

هم ز خالق سلام بر پدرش

هم زخلقت به ‌مادرش صلوات

هم به ریحانه‌اش جواد درود

هم به معصومه خواهرش صلوات

هم ز پیغمبران سلامش باد

هم ز آل پیمبرش صلوات

هم به ‌آن هفت‌ یم‌‌که‌ دُرّش اوست

هم به آن چارگوهرش صلوات

هم حسین و حسن ثناگویش

هم ز زهرا و حیدرش صلوات

عقل در شرح و وصف او مانده

مصطفـی پـاره تنش خوانـده

 

بند پنجم

جلوۀ ابتدا امام رضاست

حسن غیب خدا امام رضاست

گشته دینش به نزد حق کامل

هر که را مقتدا امام رضاست

هم خداوندی‌اش به ملک خدا

هم رفیق گدا امام رضاست

آنکه روز جزا سه بار زند

زائرش را صدا امام رضاست

آنکه آنی ز مهربانی خویش

نیست از ما جدا امام رضاست

آنکه با زائرین خود پیمان

بسته از ابتدا امام رضاست

بعد موسی سفینۀ دین را

به خدا ناخدا امام رضاست

هر که باشد عقیده جز اینش

کفر محض است تا ابد دینش

 

بند ششم

ای ملایک کبوتر حرمت

چشم آدم به گندم کرمت

نه خراسان فقط،که ملک خداست

عالمی زیر سایۀ علمت

تو مسیحای آل فاطمه‌ای

که مسیحا دمد ز فیض دمت

حرم قدس کبریا گردید

به خراسان رسید تا قدمت

قاتلت را نمی‌کنی نومید

به جوادت اگر دهد قسمت

همۀ زندگانی‌ام این است

که دهم جان به‌ گوشۀ حرمت

هم ملک زائر تو، هم انسان

هم عرب سائلند، هم عجمت

هر که یک بار بر تو آرد رو

تو سه نوبت کنی زیارت او

 

بند هفتم

تو ولی خدای منانی

تو به کل وجود سلطانی

تو کلام خدا به نطق کلیم

تو به درد مسیح درمانی

بس که آقا و مهربان استی

ضامن آهوی بیابانی

ما همه قطره‌ایم و تو دریا

ما همه تشنه و تو بارانی

به خدا ای چراغ ‌و چشم نبی

که تو چشم و چراغ ایرانی

هر دلی برتو یک خراسان است

گرچه خود در دل خراسانی

کس نداند غریب طوس تو را

که تو خود ضامن غریبانی

من به کویت پناه آوردم

عـوض گـل، گناه آوردم

 

بند هشتم

سیدی هر چه بودم و هستم

به ضریح تو دست دل بستم

تو رئوفی و من زمین‌خورده

تو بلندی و من همه پستم

بس که بگرفته‌اید تحویلم

فکر کردم که از شما هستم

عهد بستم دگر گنه نکنم

باز هم عهد خویش بشکستم

عوض آنکه دست رد بزنی

باز بگرفتی از کرم دستم

روز اول اجازه‌ام دادید

بر شما خانواده پیوستم

آتش ار سوزدم نمی‌فهمم

بس که از کوثر تو سرمستم

نگـذاری برنـد در نـارم

به همه گفته‌ام رضا دارم

 

بند نهم

ای سرم خاک پای زائر تو

وی به جانم بلای زائر تو

دل همسایگان مشهدی‌ات

گشته زائرسرای زائر تو

التماس دعای خسته‌دلان

در هوای دعای زائر تو

کاش بودی هزارها حاجت

تا بریزم به پای زائر تو

بنشینم کنار جادۀ طوس

بلکه گردم گدای زائر تو

از ثنای تو عاجزم، لطفی

که بگویم ثنای زائر تو

بیشتر از هزار حج باشد

روز محشر، جزای زائر تو

زائر توست ای تمام حسین

برتـر از زائـر امـام حسین

 

بند دهم

طوس سینا و صحن تو همه طور

کعبه آرد طوافت از ره دور

زائرین تو «حجّهُم مقبول»

رهروان تو «سعیهم مشکور»

گشته درموج یک جهان طوفان

حرم قدس تو سفینۀ نور

من آلوده و رفاقت تو

این رفاقت چگونه آید جور؟

همه در حیرتم چگونه مرا

طلبیدی ز رأفتت به حضور؟

من گنهکار و تو امام رئوف

تو سلیمان و من سراپا مور

این گناه فزون و آن رأفت

کاش می‌گشتم از جمالت کور

چه کنم رأفتت به من رو داد

پـدر و مـادرم فـدایت بـاد

 

بند یازدهم

گر عذابم هزار بار دهند

به که دور از توأم قرار دهند

چه شود خادمان دربارت

گر مرا هم ز لطف بار دهند؟

چه شود بر لبان تشنۀ من

فیض یک بوسه زین مزار دهند؟

دوست دارم که دور مرقد تو

زائرینت مرا فشار دهند

گوش جانم شنید خیل ملک

در حریم تو این شعار دهند

که در اینجا برات آزادی

هدیه بر هر گناهکار دهند

صورتت را بر این حرم بگذار

تا نجاتت ز قعر نار دهند

حرف جنّت بود گناه اینجا

از رضا جز رضا مخواه اینجا

 

بند دوازدهم

بی‌پناهم، پناه آوردم

ناله و اشک و آه آوردم

با وجود سفیدیِ مویم

بر تو روی سیاه آوردم

پر کاهی نداشتم با خود

حال، کوه گناه آوردم

به کسی چه که من گنهکارم

به امامم پناه آوردم

بار عصیان به پشت خود دارم

رو بر این بارگاه آوردم

خجلم از تو یا امام رضا

تیرگی بهر ماه آوردم

نگهی کن به صورتم مولا

گرد عصیان ز راه آوردم

خـار و آلـوده و تهــی‌دستم

هر که‌ام «میثم»شما هستم


 

*سرود میلاد حضرت رضا علیه‌السلام    برگرفته از کتاب صیام تا قیام 3 / استاد غلامرضا سازگار

 

یا نجمه یا نجمه بزن تبسّم

بر ماه رخسار امام هشتم

بوسه زن وجه خدا را

ماه رخسار رضا را

در بغل بگرفتی امشب

هشتمین شمس ولا را

یا رضا عیدت مبارک (2)

 

می‌آید از هر سو نغمۀ یاهو

در عید میلاد ضامن آهو

نور ذات حیّ سرمد

عالم آل محمّد

زادۀ موسی‌بن‌جعفر

یوسف زهرا خوش آمد

یا رضا عیدت مبارک (2)

 

نجل زهرا و مرتضی خوش‌آمد

میلاد مسعود رضا خوش آمد

این همان شمس شموس است

شاه عالم ماه طوس است

آسمانش خاک پا و-

جبرئیلش دست بوس است

یا رضا عیدت مبارک (2)

 

من خاک زوّار اباالجوادم

درهای صحن او باب‌المردام

یا رضا جانم فدایت

قلبم ایوان طلایت

می‌زنم بوسه به پایِ

زائر صحن و سرایت

یا رضا عیدت مبارک (2)

 

یا مولا یا مولا جان جوادت

آوردم در کویت عرض ارادت

عاشق آل رسولم

پیرو خط بتولم

هر که هستم هر چه هستم

جان زهرا کن قبولم

یا رضا عیدت مبارک (2)


 

*یا امام رضا علیه‌السلام                        برگرفته از کتاب صیام تا قیام 3 / استاد غلامرضا سازگار

 

هوالحق هوالحی هوالحی هوالهو

عیان گشته جمال رضا ضامن آهو

رضا ضامن آهو (4)

 

رضا جان و جهانم رضا روح و روانم

رضا سرِّ نهانم، رضا نور عیانم

رضا ضامن آهو (4)

 

غریب الغربائی، معین الضعفائی

شه ارض و سمائی، ولی‌نعمت مائی

رضا ضامن آهو (4)

 

منم سائل کویت منم عاشق رویت

منم تشنۀ جویت منم مست سبویت

رضا ضامن آهو (4)

 

تو مروه تو صفایی، تو مکه تو منایی

تو ذکری تو دعائی، تو حج فقرائی

رضا ضامن آهو (4)

 

امیدم امیدم مرادی و مریدم

به کوی تو رسیدم، به هر گام شنیدم

رضا ضامن آهو (4)

 

دل از غیر بشویم، به صحن تو بپویم

گل روی تو بویم، شب و روز بگویم

رضا ضامن آهو (4)

 

اگر نامه سیاهم، اگر غرق گناهم

اگر مانده ز راهم، تویی پشت و پناهم

رضا ضامن آهو (4)

 

اگر خارم و پستم اگر توبه شکستم

ولی هر چه که هستم فقط دل به تو بستم

رضا ضامن آهو (4)


 

*در میلاد حضرت رضا علیه‌السلام                     برگرفته از کتاب صیام تا قیام 4 / استاد غلامرضا سازگار

 

صبحدم برخواست بر عرش از زمین بانگ خروس

گفت: تابید ای ملایک جلوۀ شمس‌الشموس

آسمان! بر خاک سینای ولایت خاک شو

ماه! از گردون فرود آ ماه موسی را ببوس

الله‌الله این همان آیینۀ حسن خداست

یا خدای لامکان کرده است در امکان جلوس؟

نجمه! امشب رحمةللعالمین آورده‌ای

یا که از کعبه امیرالمؤمنین آورده‌ای؟

 

ای مه ذیقعده این خورشید گردون‌پرور است

بلکه نُه دریای عصمت را یگانه گوهر است

چارده خورشید در ماه جمالش جلوه‌گر

یا سپهر چار اختر روی دست مادر است

هم قلم آمد به زانو هم ز کار افتاد دست

دیدم این مولود از توصیف ما بالاتر است

این علی سوم این چشم و چراغ مرتضاست

این امام هشتم این مولا علی موسی‌الرضاست

 

آسمان! آیینه شو آیینۀ جان را ببین

روح شو از پای تا سر روح ایمان را ببین

ذکر قدقامت بگو تعظیم کن قامت ببند

سینه را سی‌پاره کن سی جزو قرآن را ببین

خانۀ موسی‌بن‌جعفر را چو جان در بر بگیر

طلعت زیبای سلطان خراسان را ببین

طور موسای محمد را شجر پیدا شده

اختری زیباتر از قرص قمر پیدا شده

 

این رئوف اهل‌بیت این شمع جمع عالم است

این مسیحا نه! مسیحای مسیح مریم است

این تمام علم را نزد خدا آموخته

این همانا عالم آل رسول خاتم است

لطف او هنگام جود از بذل هستی بیشتر

عمر گیتی هرچه باشد در ثنای او کم است

گرچه در تحت لوایش وسعت ملک خداست

هم گدا با او هم او با هر گدایی آشناست

 

آفرینش پیکر پاکی بود جانش رضاست

شیعه توحید و خطاب و دین و قرآنش رضاست

بی‌ولای او بود ایمان چو جسم مرده‌ای

روح ایمان را کسی دارد که ایمانش رضاست

دشمن اینجا می‌شود پامال، چون مور ضعیف

اهرمن را گو که این کشور سلیمانش رضاست

ما ولای مرتضا داریم از دشمن چه باک؟

تا در این کشور رضا داریم از دشمن چه باک؟

 

ما از اول با پر پروانه‌اش افروختیم

گرد شمع عارضش پیش از ولادت سوختیم

پیش‌تر از بود خود بودیم دور این حرم

شیر ناخورده تولای رضا آموختیم

قطره‌ای هستیم و در دریای احسانش گمیم

هر کجا باشیم زوار امام هشتمیم

ای حریم قدس تو بیت‌الحرام جان ما

مهر تو پیش از ولادت عهد ما پیمان ما

 

هم به دنیا هم به عقبی هم به میزان هم صراط

با همه گفتیم لطف توست پشتیبان ما

گنبد تو در زمین خورشید اهل آسمان

سایۀ گلدسته‌هایت حافظ ایران ما

ما گدایی را در این دولت‌سرا آموختیم

از ولادت دیده بر باب الجوادت دوختیم

ای گدای چار صحنت انس و جان از چارسو

وی ملک از آسمان بر درگهت آورده رو

 

بس‌که آقا و کریمی مثل یار آشنا

هر فقیر بی‌زبانی با تو دارد گفت‌وگو

آن‌چنان با زائر خود مهربانی می‌کنی

که گمان دارد دگر زائر نداری غیر از او

زائر از هر در که آید احترامش می‌کنی

بر تو ناگفته سلام اول سلامش می‌کنی

یابن‌زهرا! ضامن آهو گرت خوانم خطاست

یک نگاهت روز محشر ضامن خلق خداست

 

مرقد تو کعبه، صحنت سامرا و کاظمین

مشهد تو هم مدینه هم نجف هم کربلاست

این سخن را از امام بت‌شکن دارم به یاد

پایتخت کشور ایران خراسان رضاست

گرچه در مشهد حریمی محترم داری رضا!

در دل هر فرد ایران یک حرم داری رضا!

 

کیستم من؟ تشنه‌کام جام سقاخانه‌ات

خالی‌ام یک لحظه لبریزم کن از پیمانه‌ات

یا به دار‌الذکر خود یک لحظه آبم کن چو شمع

یا برافروز و بسوزان با پر پروانه‌ات

لقمۀ احسان و بذل و جود تو در کام من

کوه سنگین گناه ماست روی شانه‌ات

هرچه هستم«میثم» کوی شمایم یا رضا

آشنایم آشنایم آشنایم یا رضا


 

*در ولادت حضرت رضا علیه‌السلام                   برگرفته از کتاب صیام تا قیام 4 / استاد غلامرضا سازگار

 

مه ذیقعده! چو خورشید مقام آوردی

که شب یازدهم، ماه تمام آوردی

«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»

که درخشیدی و با خویش، امام آوردی

مرحبا! رحمت حق باد به تو ای مه نور

که برای همگان رحمت عام آوردی

مظهـر حسـن خـدای ازلی آوردی

جان عالم به فدایت که علی آوردی

 

دیده بگشای که امشب شب دیدار رضاست

وسعت ملک خدا غرق در انوار رضاست

صحنه در صحنه جهان گشته خیابان بهشت

صفحه در صفحه زمین یکسره بازار رضاست

سینۀ اهل تولا شده صحن رضوی

دل بسی قافله در قافله زوار رضاست

طور موسای محمد شجر آورد امشب

نجمـه بر آل محمد قمر آورد امشب

 

این پسر کیست که بر کل خلایق پدر است

پای تا سر همه آیینۀ خیرالبشر است

این پسر شمس‌شموس است خدا می‌داند

این پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است

گوهر نُه یم نور است و یم چار گهر

هشتمین حجت ذات احد دادگر است

به قد و قامت و حسن و خط و خالش صلوات

بـه جلال و به کمال و به جمالش صلوات

 

جلوۀ ذات الهی به جلالش پیداست

هرچه حسن است به مرآت جمالش پیداست

عالم آل‌نبی مخزن اسرار خدا

که کمال ازلیت به کمالش پیداست

هرچه پیغمبر و زهرا و امامان دارند

همه در آینۀ خلق و خصالش پیداست

لحظه‌لحظه ز کفش معجز موسی خیزد

نـه عجـب کـز دم او روح مسیحـا ریزد

 

ماه و خورشید به دور حرم او گردد

ای خوش آن روز که دست کرمش رو گردد

با وجودی که زمام دو جهان در کف اوست

این عجب نیست اگر ضامن آهو گردد

تا ابد منقبتش را نتوان گفت و نوشت

گو فلک صفحه، ملک نیز ثناگو گردد

شهریاری که شفیق است شفیق است شفیق

بـا گدایـان در خـویش، رفیـق است رفیق

 

کشور ماست پناهنده به ظل حرمش

آفرینش همه سیراب ز بحر کرمش

بی‌وضو راه نباید به خراسان پیمود

که نشسته است بر این خاک، غبار قدمش

حاجت ار داری بر باب جوادش روکن

به جوادش بده بر باب جوادش قسمش

رحمت واسعه‌اش بر همه گردد نائل

دست خالی ز درش بازنگردد سائل

 

بی‌تولای رضا، دین همه تکفیر شود

کرم اوست که هرلحظه جهانگیر شود

دوست مرهون کراماتش اگر شد نه عجب

دشمن از سفرۀ لطف و کرمش سیر شود

نفسش لاله برآرد ز شرار دوزخ

نقش شیر از نگه نافذ او شیر شود

هرکـه آیـد به سوی پنجرۀ فولادش

ملک از عرش شتابد به مبارک‌بادش

 

ای طواف حرم‌الله به دور حرمت

چشم ارباب کرم باز به دست کرمت

بس‌که داری کرم و جود- خدا می‌داند-

خلق گردند اگر بر تو گدا، هست کمت

این عجب نیست که یک آن دو جهانش بخشی

دهد ای جان جهان هرکه به زهرا قسمت

بــدم امــا ز تــو دوری نتــوانم مولا

به جوادت قسم از خویش مرانم مولا

 

عرشیان خادم روز و شب ایوان تواند

خاکیان قبضه‌ای از خاک خراسان تواند

سربلندان همه جاروب‌کش صحن عتیق

دستگیران جهان دست به دامان تواند

آسمان است و زمین سفرۀ احسان شما

دور و نزدیک ندارد همه مهمان تواند

ملک‌العرش رهین کرم توست رضا

وسعت ملک الهـی حرم توست رضا

 

من اگر خارم از آب و گل این گلزارم

هرچه هستم حق همسایگی گل دارم

نفسم بوی گلستان شما را دارد

از شما نیستم اما ز شما سرشارم

گو دوصد بار بگیرند سرم را از تن

کافرم دست اگر از دامنتان بردارم

مانـده بـار گنهـم بـر سر دستم مولا!

«میثم» کوی شما بوده و هستم مولا!


 

*سرود میلاد حضرت رضا علیه‌السلام                برگرفته از کتاب صیام تا قیام 4 / استاد غلامرضا سازگار

 

روی تو روی خدای تو، جان جهان، رونمای تو

مروه و سعی و صفای من در حرم باصفای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

ای به خدا هشتمین ولی! وی به نبی سومین علی!

دل به ولای تو منجلی بر سر ایران لوای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

بضعۀ پاک پیمبری آینۀ روی حیدری

یوسف زهرای اطهری دل شده دارالولای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

ای سر ما خاک راه تو! کشور ما در پناه تو

ملت ایران سپاه تو در دل هر شیعه جای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

ورد لب ما ثنای تو ذکر دل ما دعای تو

ما همه تحت لوای تو بندۀ لطف و عطای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

حاکم ملک قضا تویی نور دل مرتضی تویی

جان دو عالم! رضا تویی اصل ولایت رضای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

نور خدایی امام رضا! گره‌گشایی امام رضا!

پناه مایی امام رضا! شیعه و صحن و سرای تو

یا سیدی یا امام رضا

خوش آمدی یا امام رضا

 

*سرود میلاد امام رضا علیه‌السلام                     برگرفته از کتاب صیام تا قیام 4 / استاد غلامرضا سازگار

 

دلم شده امشب حرمت جان و سرم نذر قدمت

مست ولایت توام غرق عنایت توام

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا

 

من شده‌ام سائل درت بگیرم عیدی ز مادرت

می‌خوام تو را صدا کنم فقط رضا رضا کنم

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا

 

بضعۀ پاک پیمبری زادۀ موسی‌بن جعفری

کرم همیشه عادتت عید خدا ولایتت

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا

 

تمام قرآن ما تویی پناه ایران ما تویی

من و کف کریم تو کبوتر حریم تو

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا

 

من عاشق مشهد توام اگرچه عبد بد توام

قسم به جان مادرت مرا مرانی از درت

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا

 

مهر تو دار و ندار من‌کوی تو شهر و دیار من

تو حج وکربلای من سعی من و صفای من

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا

 

منم همیشه به یاد تو گدای باب الجواد تو

از این حرم کجا روم دست تهی چرا روم

امام رضا امام رضا

امام رضا امام رضا


 

*بیت‌الحرام آسمانها                  برگرفته از کتاب صیام تا قیام 5 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای تو را از قـادر منـان سـلام‌الله نجمـه!

از تمـام عـالم امـکان سـلام الله نجمـه!

از تمام آسمان‌هـا از مه و خورشید و انجم

از ملک از حـور، از انسان سلام‌الله نجمه!

از مسیح و مریم و انجیل و از تورات و موسی

از رسول‌الله و از قـرآن سـلام‌الله نجمـه!

آفتـاب کبریـا را بـر فراز دست داری

جان ختم‌الانبیا را بر فراز دست داری

 

ای عروس فاطمه مادر شدی عیدت مبارک!

بر فراز شانۀ جان، جان توحیدت مبارک!

ماه عصمت، ماهتاب محفل آل‌محمّد

آفتاب طور موسی، قرص خورشیدت مبارک!

گوهـر رخشنـدۀ دامـان دریـای ولایت!

مـادر بیت ولایت! نخل امیـدت مبارک!

نور حق در چشم طوسی مادر شمس‌الشموسی

حمـد‌خـوان، تکبیرگو تا ماه رویش را ببوسی

 

بـارک‌الله نجمـه، آوردی جمـال ابتـدا را

در جمال طفـل دلبندت تماشا کن خدا را

طور موسی: کعبه تو: بنت‌اسد این طفل: حیدر

یا شـدی زهرا و زادی باز مصباح‌الهدا را؟

چارده معصوم را در یک جمال آوردی امشب

دیـده بگشـا در رخش بنگـر تمام انبیا را

مشرق الانوار خورشید همه خورشید‌هایی

ام دیـن ام‌الشــرف ام‌الـولا ام‌الرضــایی

 

جان عالم رونمایش باد، روی داور است این

مثل زهرا پاره‌ای از پیکر پیغمبر است این

قبلـۀ هفتـم علـی سـوم، مـولای هشتم

زادۀ موسی کلیم‌الله موسی‌پرور است این

ضـامن آهـو نه! بلکه ضامن کل خلایق

لحظه‌لحظه پای میزان و صراط و محشر است این

عرش اعلا خاک پایش، هستی خلقت ولایش

عالـم و آدم فـدایش، خـازن جنت گـدایش

 

ای مزارت در زمین، بیت‌الحرام آسمان‌ها

وی به ماه عارضت روشن همه چشم زمان‌ها

ای گدا را گوشه‌ای از سایۀ دیوار صحنت

خوب‌تـر از سلطنت بـر قلـۀ بام جهان‌ها

حج محرومان نه! بلکه حج آدم، حج عالم

قبلۀ دل‌هـا نه! بلکه کعبۀ امیـد جان‌هـا

چشم اهل آسمان خاک قدوم دوستانت

حاجت خلق دو عـالم ریخته در آستانت

 

آسمانی‌ها گرفتنـد آبـرو از خــاک کـویت

هر نهالی گشته خضری در کنار آب جویت

باغ جنت را نخواهم در بهـای خاک راهت

آفرینش را نگیـرم در پـی یک تــار مویت

چند از بهر گـدا آغـوش خود را می‌گشایی؟

ای فدای عادت و احسان و خلق و خُلق و خویت

آشنـا و غیـر را با دست رأفت دستگیری

دشمنت را هم میان دوستانت می‌پذیری

 

من کی‌ام؟ آلوده‌ای در بین پاکـان شمایم

زائرت گـر نیستم ردم مکن مـولا! گدایم

هرکه هستم سائلی پشت در بـاب‌الجوادم

هرچه باشم دوستـی در گوشـۀ دارالولایم

هرچه در محشر ز من پرسند باشد یک جوابم

من گدایی از گدایان علی موسی الرضایم

گرچه از خود ناامیدم عفو تو باشد امیدم

روسیاهم روسیاهم لیک اینجا روسفیدم

 

دور یا نزدیک، دست توست بر روی سر من

هرکجا گیرم وطن قبـر تو باشد در بر من

مهـرت ای آقای من ای مهربان مهربانان

بـوده از روز ولادت شهـد شیـر مـادر من

با امـام مهربانی چـون تو در دوزخ برندم؟

کافر استم گر بگنجد این سخن در باور من

روز محشـر پـا اگـر در آتش دوزخ گذارم

باز می‌گویم خدایا! من رضا را دوست دارم

 

ای همه خورشیدها در سایۀ گلدسته‌هایت

ای غریبـی کـه بود خلق دو عالم آشنایت

گرچـه قابل نیستم بگذار یـامـولا بگویم:

سیـدی! جانـم فدا جانـم فدا جانم فدایت

کاش وقتی صورت خود را گذارم بر ضریحت

هم ببوسم مرقـدت را هم بمیرم از برایت

می‌نهادم روی پای زائر قبرت سرم را

می‌گشودم بـر ضریح تو نگاه آخرم را

 

آمـدم قبـر تــو را بوسیـدم و بــاشد امیـدم

آن سه جایی را کـه خود گفتی بیایی بازدیدم

من نی‌ام لایـق که بـاز آیی به دیدارم ولیکن

این روایت را که می‌آیی به گوش جان شنیدم

تا تو وقت مـرگ بر چشمم ز رأفت پا گذاری

لحظه‌لحظه در هوای مرگ، دل از جان بریدم

آن که بـا دیدار مـاه عـارضت خواهد بمیرد

دوست دارد لحظه‌لحظه مرگ، جانش را بگیرد

 

گرچـه در پرونـده جرم متصل داریم مولا!

کوه عصیان، چشم گریان، زخم دل داریم مولا!

قلبــی از نـور تـولای شمــا لبریـز، امـا

نامه‌ای از برق عصیان مشتعل داریم مولا

با همـه جرم و خطـا و بـا همه آلودگی‌ها

در خراسان تو حـق آب و گل داریم مولا!

مهربان مهربانان! بر سـرم منت نهـادی

«میثم»آلوده را هم در حریمت راه دادی


 

*آشنای غریب               برگرفته از کتاب صیام تا قیام 5 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای حرم، گوشه‌ای از ایوانت

ای بـهشت خـدا خراسـانت

ای تمام وجود، سفرۀ جـود

ملک و جن و انس، مهمانت

دین و ایمان ما ولایت توست

هرچـه داریم از عنایت توست

 

درد جان را طبیب کیست؟ تویی

فقــرا را حبیـب کـیست؟ تویی

پــدر و مــادرم بــه قربــانت

آشنـای غـریب کـیست؟ تویی

که به زوّار خود سلام کند؟

پیش پـای گـدا قیام کند؟

 

ای ولایت کمـال ایمانم!

کل توحید و کل و قرآنم!

«اکرمو الضیف»را شما گفتید

در بـه رویـم نبنـد، مهمانم

تـو رئـوف همـه رئوفـانی

هیچ‌کس را ز در نمی‌رانی

 

به حـریم مطهـرت سـوگنـد!

به قم و صحن خواهرت سوگند!

به حسین و به عمه‌ات سوگند!

به جـواد و بـه مادرت سوگند!

دست حاجت به دامن تو زدم

تـو بـه رویم نیاوری که بدم

 

مظهـر رحـمت خداونـدی

آرزوی هــر آرزومنـــدی

دشمنت هم اگـر ز در آید

به خدا در بر او نمی‌بندی

همه را زائرت خطاب کنی

کی گنـهکار را جواب کنی

 

کاهم و کوه معصیت بارم

روسیـاهم بـدم گنهکارم

آبـروی مـرا مبـر مـولا!

به همه گفته‌ام رضا دارم

گرچه بی‌قیمتم اگر چه بدم

هیچکس جز شما نمی‌خردم

 

ای دو عـالم حریـم محترمت

من و لطف و عنایت و کرمت

بس‌کـه آقــا و مهربان استی

دل آلــوده‌ام شــده حـرمت

جز تو الفت به کس نمی‌گیرم

دل خـود از تو پس نمی‌گیرم

 

خوش‌ترین ذکر من حکایت توست

مدح تـو، وصف تـو، روایت توست

کس نگویـد که مـن فقیـر استم

همـه دارایـی‌ام ولایـت تــوست

اگـر آلــوده‌ام اگـر پستم

به شما خانواده دل بستم

 

تو به چشمان بسته‌ام نوری

تو به انس فقیر، مسـروری

در میــان ائمـه اطهار

بـه امـام رئوف، مشهوری

تو به افتاده بال می‌بخشی

تو نکرده سؤال، می‌بخشی

 

دل ما هـرچـه هست خانۀ توست

کوه غم‌هـای مـا بـه شانۀ توست

چشم «میثم»به دست لطف شما

نفـس او پــر از ترانــۀ تــوست

گرچـه بـار گنــاه آوردم

بـه حـریمت پناه آوردم


 

*سرود ولادت حضرت رضا علیه‌السلام             برگرفته از کتاب صیام تا قیام 5 / استاد غلامرضا سازگار

 

حجت حی سرمدی چشم و چراغ احمدی

دسته‌گل محمّدی! قـدم به چشم ما زدی

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی

 

صلات من! صیام من! کلیم من! کلام من!

امام مـن! امـام من! به مقدمت سلام من

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی

 

چراغ محفلم تویی تمـام حاصلم تویی

کشتی و ساحلم تویی نماز کاملم تویی

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی

 

مهر تـو آّبـروی من گلاب شست‌وشوی من

ذکر تو گفت‌وگوی من نظاره‌ای به سوی من

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی

 

قلب من و ارادتت چشم مـن و سیادتت

عشق من و ولادتت کرم همیشه عادتت

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی

 

دست من و عطای تو پشت سرم دعای تو

قلـب من ولای تـو نطـق مـن و ثنای تو

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی

 

حریم تو بهشت من مهـر تو سرنوشت من

ولایتت سرشت من با همه فعل زشت من

امام رضا! خوش‌آمدی      امام رضا! خوش‌آمدی


 

*سرود ولادت حضرت رضا علیه‌السلام             برگرفته از کتاب صیام تا قیام 5 / استاد غلامرضا سازگار

 

ای طبیب درد جان‌ها کعبۀ دل! جان جان‌ها!

آفتـاب آسمان‌هـا! مهربـان مهربان‌هــا!

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

 

ای تمام هست و بودم هم رکوعم هم سجودم

هـم قیامـم هـم قعودم هم سلامم هم درودم

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

 

تو رضایی تو رضایی نور چشم مرتضایی

هـم جمـال کبریایـی هم امـام انبیـایی

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

 

زادۀ موسی‌بن‌جعفر، هم مبارک هم مطهر

بر همه مولا و رهبر سید و سالار و سرور

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

 

تو همـان باب‌المـرادی سیدی اباالجوادی

قلب ما را جلوه دادی پا به چشم ما نهادی

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

 

تو به تن جان جهانی در زمین هم آسمانی

شهریـار انس و جـانی روحی و روح روانی

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

 

نور ذات حی سرمد شمع بزم آل احمد

عالـم آل محمّـد بضعـۀ رسـول امجد

یا رضا عیدت مبارک           یا رضا عیدت مبارک

تاریخ ارسال : چهار شنبه 11 اردیبهشت 1398
آخرین بازدید : چهار شنبه 26 تیر 1398
تعداد بازدید کننده : 427
دفعات مشاهده : 487
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

سرود ولادت حضرت رضا (علیه السلام)

ناد علیا مظهر العجائب / آلبوم امیر عشق

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

کسی که دوست دارد خندان و شادمان خداوند را دیدار کند، باید محبت و ولایت علی‌بن‌موسی‌الرّضا را داشته باشد.

(البحار: جلد 36، صفحۀ 296)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک