مقدمه کتاب بهار امامت 3

اللّهمّ صل علی سیّدنا محمّد و آلِه اجمعین الطیّبین الطاهرین و عجل فرجهم فرجا عاجلاً
مقدمههزار و سیصد و بیست و هشت سال از عاشورای جان‌سوز دل‌گداز و انسان‌ ساز می‌گذرد. لحظه به لحظۀ این هزاره، منتظران خون گریسته ‌اند، در تمام رؤیاها و آرزوهایشان با موعود زندگی کرده‌ اند و دعای فرج هنوز از دهانشان نیفتاده است: «این الطالب بدم المقتول بکربلا» درس مولی السّعدا سیّدالشهدا امام حسین علیه صلوات الثقلین به بشریت این بود که جوانمردی در خداپرستی است و خداشناسی و خداجویی منحصر در تسلیم بودن برابر حق و حقیقت در حق ‌پویی، حقیقت‌ طلبی و پایداری در برابر ستم تباهی و سیاهکاری. هشت امام همام «علیه السلام» درس نهایی خداوند را که همان انتظار حضرت موعود است به ما آموختند تا همه بدانیم که هیچ بهاری تا پیش از بهار دوست ایشان «علیه السلام» بهار نهایی پایدار و گل‌‌آفرین نمی‌تواند باشد.ربیع‌الاول و ربیع‌الثانی گذار از دوران انتظار را به یادمان می‌آورد. با سالروز امامت مولای مهربانمان «علیه السلام» میلاد مسعود جناب نبی‌اکرم «صلی الله علیه وآله وسلم» یادآور مرحمتی است که خداوند کبیر متعال به ما فرمود و نعمت لطف و کرامت خویش را با میلاد مولا جعفرالصادق «علیه السلام» و تبیین شریعۀ حقۀ شیعه کامل فرمود. امام صادق «علیه السلام» در نشر تعالیم الهیۀ اسلام چنان تلاشی فرمود که بنابر کمترین تخمین هفتادهزار حدیث شریف از پدران گرامی خویش به طالبان علم آموخت و شش‌ هزار شاگرد صاحب‌نظر تحویل جامعۀ بشری فرمود.امام صادق «علیه السلام» چنان به پیشرفت فکر و دانش و اندیشۀ بشر کمک کرد که به جرأت می‌توان گفت هیچ نبی یا ولی حکیم یا معلمی چنان توفیقی نیافت. شیعیان اثنی‌عشر تنها از بیانات ایشان بهره نبرده ‌اند؛ چهار رهبر فرق اهل تسنن (مالک، شافعی، حنفی و حنبلی) شاگردان ایشان بوده ‌اند.ربیع یادآور غربت امام الغربا معین الضعفا شمس‌ الشموس انیس النفوس سلطان سریر طوس علیه‌ افضل‌ ا لتحیة والثنا نیز هست. حضرت مولانا امام رضا «علیه السلام» طی نامه‌ای اذن می‌فرماید که خواهر گرامی ایشان گام در راه سفری بگذارد و دیدار با برادر خویش تازه کند تا بر همۀ اندوه دوری آبی ریخته شود و اهل‌بیت «علیهم السلام» ایشان از نگرانی به در آیند امّا هنگامی که به ایران می‌رسند چهرۀ حقیقی حاکم ظالم مأمون ملعون علیه آشکار می‌گردد.مأمون با دعوت مولای رئوف ما به دربار، زمینه را برای ایجاد تفرقه در میان شیعیان مهیا کرد. ایمان ظاهربینان را به ایشان دچار تردید، لغزش، تزلزل و ناپایداری کرد. انتقاد به امام رضا «علیه السلام» در دوره ‌ای بالا گرفت که شیعیان بسیار قدرتمند بودند. ابراهیم اکبر بن موسی بن جعفر «علیهما السلام» یمن را کاملاً تصرف کرده بود. سرزمین حجاز و حرمین شریفین نیز در اختیار آن فرماندۀ بی‌ بدیل بود.حرکت مزورانۀ مأمون نوعی گروگانگیری بود. مأمون حتی در نگارش تاریخ هم می‌خواست تصرّف کند. مأمون می‌دانست که مردم قدرت هماوردی با سندسازی تاریخی را ندارند. این درس را از معلم خود معاویه آموخته بود که در تفسیر قرآن کریم نیز دخل و تصرف کرده بود تا پیامبراکرم «صلی الله علیه وآله وسلم» آن نمونۀ مجسم اخلاق الهی را به انواع نقص‌ها و تهمت‌ها در ذهن مردم بیالاید. (تفسیر سورۀ مبارکۀ عبس یک نمونه از هزاران است)مأمون نیز با تظاهر به تشیع و در اختیار داشتن دانش‌ها و انواع تزویرها بنیادی بنا نهاد که تاکنون مورخان نتوانسته ‌اند از عهدۀ کشف حقایق آن دوره به درستی برآیند.در تاریخ قم نگاشته شد که حضرت معصومۀ کبری(فاطمه اولی) «سلام الله علیها» به ساوه وارد شد به سبب بیماری که بر ایشان عارض گشت نشانی قم را جویا شد. در قم از ایشان پذیرایی به عمل آمد و پس از چند روز (19روز) دارفانی را وداع فرمود.نکتۀ نخست اینکه ایشان که دختری جوان و محترم بودند از جهت شرافت حسب و نصب افضل امت بوده‌ اند، از جهت شهرت معروفیت نیز کمی و کاستی نداشتند، از جهت وسع مالی نیز جزو بالاترین طبقۀ اجتماعی بودند، با آنهمه برادر و خواهرگرامی و بستگان شجاع و وظیفه ‌شناس چطور تنها به این سفر اقدام فرموده بودند، آیا چنین امری ممکن است؟ از مدینه تا ماوراء نهر و تنها...؟دوم آنکه چرا حضرت امام رضا «علیه السلام» با علم به این اتّفاق، ایشان را دعوت فرمودند. دیگر آنکه چگونه حضرت معصومه «سلام الله علیها» هیچ درخواست کمکی به هیچ سو نفرستاده ‌اند. از همۀ قرائن اینگونه بر می‌آید که همراه ایشان گروه بزرگی از همراهان بوده‌ اند که توسط لشگریان نظام متکبر و زورگوی عباسی محاصره و قتل‌ عام می‌شوند و همین موضوع اسباب دل ‌شکستگی‌ و بیماری حضرت را فراهم کرده است.در افواه،حکایتی که قرنهاست سینه به سینه نقل شده است نیز این اتفاقات را تأیید می‌کند.همۀ برادران حضرت معصومه «سلام الله علیها» در اطراف کشته شده‌ اند. جز قاسم‌ بن موسی‌کاظم «علیه السلام» باقی برادران و خواهران ایشان در ایران به خاک سپرده شده ‌اند.فضل، جعفر، هارون، محمّد، احمد، صالح، حسن، حمزه، یوسف، ابراهیم ‌اصغر، عباس، اسحاق «علیهم السلام» پیشوا، طالقان، شیراز، تجریش، آستانه، کاشمر، شفت، بجنورد و ... همه‌ی شهرهای ایران گواه ماست.بهترین پاسخ به همۀ تاریخ‌ سازی‌ های حکومتی این زیارتگاههای بلند مرتبه و پاک ‌بنیان است که به زندگی ما ایرانیان معنا و مفهومی از جنس دیگر بخشیده ‌اند.و همیشه این شعار را پیش دیدگان ما نهاده است که بزرگترین دشمن اسلام ناب همیشه سالوس و ریا بوده است.آری، ربیع یادآور بزرگترین فدایی حق و حقیقت حضرت فاطمۀ ‌کبری بنت موسای کاظم «علیهما السلام» و بیش از پیش یادآور مظلومیت مولای مهربانِ ما حضرت امام رضا «علیه السلام» است. برادر دلسوزی که تنها یک سال پس از خواهر به زندگی ادامه داد.صلی الله علیک یا علی ‌بن ‌موسی ‌الرضا ...ایران یعنی کشوری که میزبان یک برادر و یک خواهر شد؛ برادر و خواهری که یاد کربلا را زنده کردند؛ یاد زینب‌کبری «سلام الله علیها» را و عشقی که به برادر گرامی‌اش «علیه السلام» ورزید.تاریخ ما و جغرافیای ما از این دو نام هویت می‌گیرد و ازین عشق مقدس دفتر هلال همواره همتش بر این بوده است که بر محور این عشق حرکت نماید و آثار و اشعاری را منتشر کند که باعث آشنایی مردم با هویت حقیقی کشور عزیزمان که چیزی نیست جز ولایت و محبت اهل‌بیت «علیهم السلام» .در این مسیر یقیناً جناب استاد غلامرضا سازگار از برجسته ‌ترین شعرایی است که مفهوم شیعه بودن را در بیت بیت اشعارش تبیین می‌نماید و کمتر اثری از ایشان است که حاوی پیام و مضمونی از اقیانوس عظیم معرفت و کمال الهی نباشد. خداوند متعال به تمام شعرا و ذاکرانی که برای خدمت به فرهنگ تشیع زحمت می‌کشند و بذر محبت و دوستی خدا و رسولش را در قلوب عاشقان کاشته و سیراب می‌کنند توفیقات و برکات روزافزون عطا فرمایید.
دفتر هنر و ادبیات هلالدیماه 89

نوحه خبر داغ با صدای شهروز حبیبی

محمود کریمی/ شعری برگرفته از یک ماه خون گرفته 13

محمود کریمی/نوحه‌ای برگرفته از یک ماه خون گرفته 12

شام غریبان.بیت رهبری/ محمود کریمی. شعر: استاد سازگار

قال زین العابدین علیه السلام

هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین (ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد.

 (میزان‌الحکمة: 4265) 

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک